Online Bible

- Reklamy -

ایّوب 2 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


آزمایش دوّم ایّوب

1 روزی دیگر فرشتگان به حضور خداوند آمدند و شیطان هم همراه آن‌ها بود.

2 خداوند از شیطان پرسید: «تو از کجا آمده‌ای؟» شیطان جواب داد: «به دور زمین می‌گشتم و سیاحت می‌کردم.»

3 خداوند پرسید: «آیا بندۀ من ایّوب را دیدی؟ در تمام روی زمین کسی مانند او پیدا نمی‌شود. او شخصی درستکار و بی‌عیب است. از من می‌ترسد و هیچ خطایی از او سر نمی‌زند. با وجود این‌که مرا برانگیختی تا به تو اجازه دهم که بی‌سبب به او آسیب برسانی، او همچنان صداقت خود را حفظ کرده است.»

4 شیطان در جواب خداوند گفت: «انسان برای این‌که زنده بماند حاضر است از همه‌‌چیز خود دست بکشد.

5 امّا اگر دست خود را دراز کرده به بدن او آسیب برسانی، خواهی دید که تو را لعنت خواهد کرد!»

6 خداوند به شیطان گفت: «بسیار خوب، او در اختیار تو است، امّا او را نکُش.»

7 پس شیطان از حضور خداوند بیرون رفت و ایّوب را از سر تا پا به دُمَل‌های دردناک مبتلا کرد.

8 ایّوب در میان خاکستر نشست و با یک تکّه سفال، بدن خود را می‌خارید.

9 زنش به او گفت: «تو هنوز هم نسبت به خدا وفادار هستی؟ خدا را لعنت کن و بمیر.»

10 امّا او در جواب گفت: «تو همچون یک زن ابله حرف می‌زنی. آیا تو می‌خواهی که ما چیزهای خوبِ خدا را قبول کنیم و چیزهای بد را نپذیریم؟» با همۀ این مصیبت‌ها که بر سر ایّوب آمد، از لب‌های او گناهی سر نزد.


دوستان ایّوب

11 وقتی سه نفر از دوستان ایّوب به نام‌های اِلیفازِ تیمانی، بِلدَدِ شوحی و سوفَرِ نَعَماتی، آگاه شدند که چه بلاهایی بر سر ایّوب آمده است، تصمیم گرفتند که باهم برای تسلّی و عیادت نزد او بروند.

12 وقتی آن‌ها ایّوب را از دور دیدند، او را نشناختند. بعد با صدای بلند گریستند، لباس خود را دریدند و خاک بر سَرخود پاشیدند.

13 آن‌ها هفت شبانه‌روز در کنار او بر زمین نشستند و با او حرفی نزدند، زیرا دیدند که درد او بسیار شدید است.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy