پیدایش 49 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳آخرین گفتار یعقوب 1 یعقوب پسران خود را فراخوانده گفت: «دور من جمع شوید تا به شما بگویم که در آینده چه اتّفاقی برای شما خواهد افتاد. 2 «ای پسران یعقوب دور هم جمع شوید و به سخنان پدرتان اسرائیل گوش بدهید: 3 «رئوبین، نخستزادهٔ من، تو قدرت من و نوبر نیروی جوانی من هستی، و برتر از همه در قدرت و شوکت! 4 تو مانند موجهای خروشان دریایی ولی دیگر برتری نخواهی داشت، زیرا با یکی از زنان من همخواب شدی و به بستر من بیاحترامی کردی. 5 «شمعون و لاوی مثل هم هستند. شمشیرهای آنان وسیلهٔ ظلم است. 6 در گفتوگوهای محرمانۀ آنها شرکت نخواهم کرد و هرگز در جمع آنان نخواهم بود، زیرا آنها در غضب خود مردم را کشتند و برای سرگرمی خود گاوها را لَنگ نمودند. 7 لعنت بر خشم آنها، که بسیار شدید است. لعنت بر غضب آنها، که بسیار بیرحم است. من ایشان را در سرزمین یعقوب متفرق و در اسرائیل پراکنده خواهم کرد. 8 «ای یهودا، برادران تو، تو را ستایش خواهند کرد. بر دشمنان خود غلبه خواهی کرد، و برادرانت در مقابل تو تعظیم خواهند کرد. 9 یهودا، مانند شیربچّهای است که شکار خود را کشته و به کمینگاه خویش برگشته، دراز کشیده و خوابیده است، مانند مادّه شیری که هیچکس جرأت نمیکند او را برخیزاند. 10 یهودا، چوگان سلطنت را نگاه خواهد داشت و نسل او همیشه فرمانروایی خواهد کرد تا شیلوه بیاید؛ همۀ قومها از او اطاعت خواهند کرد. 11 او الاغ خود را به درخت مو بسته، و کره الاغ خویش را به بهترین درخت انگور. لباسهای خود را در شراب شسته است، و ردای خویش را در می ناب. 12 چشمانش قرمزتر از شراباند، و دندانهایش سفیدتر از شیر. 13 «زِبولون در کنار دریا زندگی خواهد کرد. ساحل او بندرگاه کشتیها خواهد شد و مرزهای او تا صیدون خواهد رسید. 14 «یساکار، یک الاغ پُرقدرت است که در میان آغلها خوابیده است. 15 او دید که جای استراحت او نیکو و زمین او دلگشا است. او پشت خود را برای بار خم کرده و مثل یک برده مجبور به بیگاری شده است. 16 «دان بر قوم خود داوری خواهد کرد، و آنها مانند طایفههای دیگر اسرائیل خواهند بود. 17 دان مانند ماری در کنار راه و مثل افعی در کنار جاده خواهد بود که پاشنۀ اسب را میگزد تا سوارش از پشت آن بیفتد. 18 «ای خداوند، منتظر نجات از جانب تو هستم. 19 «جاد مورد حملهٔ گروهی از راهزنان قرار خواهد گرفت، ولی او برگشته آنها را تعقیب خواهد نمود. 20 «اَشیر، محصول زمینش عالی و غذایش شاهانه خواهد بود. 21 «نَفتالی آهویی است که آزاد میدود و آهو برّههای زیبا میزاید. 22 «یوسف تاکی است بارور در کنار آبها که شاخههایش از دیوار بالا میروند. 23 دشمنانش وحشیانه به او حمله کردند، و به سویش تیر انداخته بر او ستم روا داشتند. 24 امّا کمان او همچنان استوار باقی ماند و بازوان او بهوسیلهٔ خدای قادر یعقوب، که شبان و صخرۀ اسرائیل است، توانا گردید. 25 او خدای پدر تو است که تو را کمک میکند، خدای قادر مطلق که تو را برکت میدهد، برکت از آسمان و از زیر زمین، برکت بر پستانها و بر رحِمها، 26 برکت غلّه و گُلها، برکتهای دلپذیر از تپّههای جاودانی. باشد که این برکات بر سر یوسف قرار گیرد، بر پیشانی او، که از بین برادرانش برگزیده گردید. 27 «بنیامین، مانند گرگ درّنده است؛ صبحگاهان شکارِ خود را میبلعد و شامگاهان غارتِ خود را تقسیم میکند.» 28 اینها دوازده طایفۀ اسرائیل هستند و این سخنانی بود که پدرشان در موقع وداع به آنها گفت و هریک را مناسب حالش برکت داد، مناسب حال هر یک، به آنها گفت. وفات یعقوب 29-30 سپس یعقوب به پسرانش وصیّت کرده فرمود: «حالا که من به اجداد خودم میپیوندم، مرا در غاری که در مزرعۀ عِفرونِ حِتّی در مکفیله در شرق مَمری در سرزمین کنعان است، به خاک بسپارید.» ابراهیم، این غار و مزرعۀ آن را برای آرامگاه از عِفرون خریداری کرده بود. 31 «این همان جایی است که ابراهیم و زنش سارا و همچنین اسحاق و زنش ربکا در آن دفن شدهاند و من هم لیّه را در آنجا دفن کردم. 32 آن غار و مزرعهاش از حِتّیان خریداری شده است؛ مرا در آنجا به خاک بسپارید.» 33 پس از آنکه یعقوب وصیّت خود را به پسرانش تمام کرد، در رختخواب خود خوابید و جان سپرد و به نزد اجداد خود رفت. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies