پیدایش 48 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳دعای برکت یعقوب برای اِفرایِم و مَنَسی 1 مدّتی بعد به یوسف خبر رسید که پدرش بیمار است. پس او دو پسرش مَنَسی و اِفرایِم را برداشت و نزد پدرش رفت. 2 وقتی یعقوب شنید که پسرش یوسف به دیدن او آمده است، تمام قدرت خود را به کار برد و روی بستر خود نشست. 3 یعقوب به یوسف گفت: «خدای قادر مطلق در لوز کنعان به من ظاهر شد و مرا برکت داد. 4 او به من گفت، 'من به تو فرزندان بسیار خواهم داد و از فرزندان تو قومهای بسیار بهوجود خواهم آورد. من این سرزمین را بهعنوان میراث ابدی به فرزندان تو خواهم داد.' 5 «حالا دو پسر تو که قبل از آمدن من به مصر برای تو به دنیا آمدند، مال من خواهند بود. اِفرایِم و مَنَسی مثل رئوبین و شمعون پسران من هستند و در این وعده سهیم میباشند. 6 امّا پسرانی که بعد از این دو به دنیا بیایند، مال تو خواهند بود و ارث آنها از طریق اِفرایِم و مَنَسی به ایشان خواهد رسید. 7 این بهخاطر مادرت راحیل است. هنگامی که من از بینالنهرین میآمدم، در سر راه کنعان درحالیکه تا افراته فاصلۀ زیادی نبود، راحیل مرد و من او را در کنار راه اِفراتَه که امروز بِیتلِحِم نامیده میشود، به خاک سپردم.» 8 وقتی یعقوب پسران یوسف را دید، پرسید: «این پسرها کیستند؟» 9 یوسف جواب داد: «اینها پسران من هستند که خدا در مصر به من داده است.» یعقوب گفت: «آنها را پیش من بیاور تا ایشان را برکت دهم.» 10 چشمان یعقوب به علّت پیری تار شده بود و نمیتوانست خوب ببیند. یوسف پسرها را نزد او آورد، و یعقوب آنها را بغل کرده بوسید. 11 یعقوب به یوسف گفت: «هرگز فکر نمیکردم دوباره تو را ببینم، امّا حالا خدا حتّی فرزندان تو را هم به من نشان داده است.» 12 سپس یوسف آن دو را از روی زانوهای یعقوب برداشت و در مقابل وی تعظیم کرد. 13 یوسف، اِفرایِم را در طرف چپ و مَنَسی را در طرف راست یعقوب قرار داد. 14 امّا یعقوب دستهای خود را بهطور متقاطع دراز کرد، و دست راستش را بر سر اِفرایِم که کوچکتر بود و دست چپش را روی سر مَنَسی که نخستزاده بود، گذاشت. 15 و سپس یوسف را برکت داده گفت: «خدا، همان خدایی که پدرانم ابراهیم و اسحاق او را بندگی کردند، این دو پسر را برکت دهد. خدا، همان خدایی که تا امروز مرا شبانی کرده است، ایشان را برکت دهد. 16 باشد که همان فرشتهای که مرا از هر بدی رهایی داد، ایشان را نیز برکت دهد تا نام من و نام پدرانم ابراهیم و اسحاق بهوسیلهٔ این پسران پایدار بماند و تا آنها بر زمین، فرزندان بسیار داشته باشند.» 17 یوسف وقتی دید که پدرش دست راست خود را روی سر اِفرایِم گذاشته است، ناراحت شد. پس دست پدرش را برداشت تا از روی سر اِفرایِم روی سر مَنَسی بگذارد، 18 و به پدرش گفت: «این پسر نخستزاده است؛ دست راست خود را روی سر او بگذار.» 19 پدرش از اینکار خودداری کرد و گفت: «میدانم، پسرم، من میدانم. نسل مَنَسی هم قوم بزرگی خواهد شد. امّا برادر کوچکش از او بزرگتر خواهد شد و نسل او ملّتی بزرگ خواهد گردید.» 20 پس در آن روز یعقوب هر دو را برکت داد و گفت: «بنیاسرائیل هنگام برکت طلبیدن، اسم شما را به زبان خواهند آورد. آنها خواهند گفت، 'خدا شما را مثل اِفرایِم و مَنَسی بگرداند.'» به این ترتیب، افرایم را بر مَنَسی برتری داد. 21 سپس یعقوب به یوسف گفت: «همانطور که میبینی من به مرگ نزدیک شدهام. امّا خدا با شما خواهد بود و شما را به سرزمین اجدادتان برخواهد گرداند. 22 من سهمی بزرگتر از سهم برادرانت به تو خواهم داد؛ من شکیم را که منطقۀ حاصلخیزی است و آن را با شمشیر و کمان خودم از اَموریان گرفتم، به تو میبخشم.» |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies