Online Bible

- Reklamy -

حزقیال 8 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


رؤیای دوّم حِزقیال نبی (8‏:1‏-10‏:22) بُت‌پرستی در معبدِ بزرگ

1 در روز پنجمِ ماه ششم از سال ششم تبعید ما، در‌حالی‌که در خانۀ خود با رهبران یهودا نشسته بودم، دست خداوند متعال بر من آمد.

2 نگاه کردم و شکلی چون انسان دیدم؛ از کمر به پایین چون آتش و از کمر به بالا مانند برنزِ گداخته، درخشان بود.

3 او چیزی را که شبیه دست بود دراز کرد و موی سر مرا گرفت و سپس در این رؤیا، روح خدا مرا در بین زمین و آسمان بلند کرده به اورشلیم برد و در دروازۀ شمالی معبدِ بزرگ قرار داد. در آنجا بُتی قرار داشت که سبب خشم خدا بود.

4 من در آنجا جلال خدای اسرائیل را همان‌طور که در کنار رود خابور در بابِل مشاهده کرده بودم، دیدم.

5 سپس خدا به من گفت: «ای انسان فانی، اکنون به‌طرف شمال نگاه کن.» من به آن‌طرف نگاه کردم و آن بُت را که باعث خشم خداوند شده بود، دیدم که در قسمت ورودی دروازۀ شمالی قربانگاه قرار داشت.

6 خدا به من گفت: «ای انسان فانی، آیا می‌بینی مردم اسرائیل چه پلیدی‌های بزرگی مرتکب می‌شوند تا مرا از معبدم دور کنند؟ امّا تو پلیدی‌های بزرگ‌تری خواهی دید.»

7 او مرا به دروازۀ حیاط خارجی برد و در آنجا سوراخی در دیوار بود.

8 به من گفت: «ای انسان فانی، دیوار را بکَن.» وقتی دیوار را کَندم، دروازه‌ای پدیدار شد.

9 او به من گفت: «داخل شو و کارهای زشت و پلیدی را که انجام می‌دهند، ببین.»

10 پس من داخل شدم و نگاه کردم. آنجا روی همۀ دیوارها شکل‌های انواع خزندگان و حیوانات نفرت‌انگیز و همۀ بُت‌های قوم اسرائیل نقش شده بود.

11 هفتاد نفر از رهبران قوم اسرائیل نزد آن‌ها ایستاده بودند و یازنیا پسر شافان در میان ایشان ایستاده بود و هر‌کس بخورسوزی در دست خود داشت؛ دود خوشبوی بُخور از آن‌ها برمی‌خاست.

12 خداوند به من گفت: «ای انسان فانی، بنگر که رهبران اسرائیل در خفا چه می‌کنند؟ هریک در اتاق پُر از بُتِ خود پرستش می‌کنند. آن‌ها می‌گویند، 'خداوند ما را نمی‌بیند؛ او این سرزمین را ترک کرده است.'»

13 خداوند همچنین به من گفت: «تو پلیدی‌های بزرگ‌تری خواهی دید که ایشان مرتکب می‌شوند.»

14 پس او مرا به دروازۀ شمالی معبدِ بزرگ برد. زن‌ها آنجا نشسته بودند و برای مرگ خدای خود تموز، گریه می‌کردند.

15 سپس به من گفت: «ای انسان فانی، آیا می‌بینی؟ تو پلیدی‌های بزرگ‌تری خواهی دید.»

16 آنگاه مرا به حیاط درونی معبدِ بزرگ برد. آنجا در نزدیکی در ورودی معبد بزرگ، بین قربانگاه و ایوان، حدود بیست و پنج مرد بودند. ایشان به معبدِ بزرگ پشت کرده به‌سوی شرق خم شده بودند و طلوع خورشید را ستایش می‌کردند.

17 خداوند به من گفت: «ای انسان فانی، آن‌ را می‌بینی؟ آیا کافی نیست که مردم یهودا در اینجا مرتکب پلیدی می‌شوند؟ آیا باید سرزمین را پُر از خشونت کنند و خشم مرا بیشتر برانگیزند؟ ببین تا چه حدّ به من توهین می‌کنند.

18 بنابراین من در خشم عمل خواهم نمود و چشم پوشی و دل‌سوزی نخواهم کرد. آن‌ها با صدای بلند فریاد برخواهند آورد، ولی من به آن‌ها گوش نخواهم داد.»

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy