حزقیال 24 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳دیگ زنگ زده 1 در روز دهمِ ماه دهم از سال نهمِ تبعید ما، خداوند با من چنین سخن گفت: 2 «ای انسان فانی، تاریخ امروز را یادداشت کن، همین روز را، زیرا پادشاه بابِل امروز اورشلیم را محاصره کرده است. 3 برای قوم سرکش مَثَلی تعریف کن و به ایشان بگو یَهْوه، خدا چنین میگوید: «دیگ را بر آتش نهید و از آب پُر کنید. 4 بهترین قسمتهای گوشت را در آن بگذارید، شانهها و رانها؛ آن را از بهترین گوشتهای استخواندار پُر کنید. 5 از گوشت بهترین گوسفندان استفاده کنید؛ زیر دیگ، هیزم جمع کنید، آب را به جوش آورید، گوشت و استخوان را بجوشانید.» 6 بنابراین خداوند متعال چنین میگوید: «وای بر شهر خونین، دیگی که زنگ درونش پاک نشده است. بدون استثنا گوشتها را تکّهتکّه بیرون بیاورید. 7 در شهر کُشت و کشتار شد، امّا خون روی زمین نریخت تا خاک آن را بپوشاند، بلکه روی صخرهٔ عریان ریخته شد. 8 برای اینکه خشم خود را برانگیزم و انتقام بگیرم، خونی را که او ریخته در روی صخرهای عریان نهادم تا پوشیده نگردد.» 9 بنابراین خداوند متعال چنین میگوید: «وای بر شهر خونآشام! من تودۀ هیزم را بزرگ خواهم کرد. 10 بر هیزم بیفزایید، آتش را برافروزید، گوشت را خوب بجوشانید، ادویهجات را در آن مخلوط کنید، استخوانها را بسوزانید. 11 آن دیگ برنزی خالی را روی آتش بگذارید تا گداخته گردد و مس آن بدرخشد تا آلودگی در آن ذوب شود و زنگ آن زدوده شود. 12 من بیهوده خود را فرسوده کردم، زیرا زنگار ضخیم آن با آتش از بین نخواهد رفت. 13 ای اورشلیم، هرزگی کردارت، تو را ناپاک ساخته است. سعی کردم که تو را پاک کنم، امّا تو ناپاک ماندی. دیگر تا خشم من نسبت به تو ارضا نشود، دوباره پاک نخواهی شد. 14 من، خداوند، چنین سخن گفتهام. زمان آن رسیده که عمل کنم. من گناهان تو را نادیده نخواهم گرفت و دلسوزی و ترحّم نخواهم کرد. تو برحسب کردارت داوری خواهی شد.» خداوند متعال چنین سخن میگوید. مرگ همسر حِزقیال نبی 15 خداوند با من چنین سخن گفت: 16 «ای انسان فانی، میخواهم که با یک ضربه، نورچشمی تو را بگیرم، امّا تو نباید ماتم بگیری و یا گریه کنی و اشک بریزی. 17 آه بکش، امّا نه بلند. برای مُرده سوگواری نکن. دستار به سرت کن و کفش بپوش، صورتت را مپوشان یا خوراک سوگواران را نخور.» 18 پس در صبح با مردم سخن گفتم و در غروب همسرم درگذشت و در روز بعد آنچه را خداوند به من فرمان داده بود، انجام دادم. 19 آنگاه مردم پرسیدند: «آیا به ما نخواهی گفت این چیزها چه معنی دارد و چرا چنین رفتار میکنی؟» 20 خداوند با من تکلّم کرده گفت 21 به قوم بگویم که من مکان مقدّس خود را که افتخار قدرت شما، نور چشمان و خواستۀ دل شما است، ناپاک خواهم ساخت و پسران و دخترانتان که ایشان را که بهجا گذاشتهاید، با شمشیر کشته خواهند شد. 22 آنگاه شما مثل من عمل خواهید کرد؛ صورت خود را نخواهید پوشاند و نان سوگواران را نخواهید خورد. 23 دستار بر سرت و کفش بر پایت خواهد بود. دیگر سوگواری و گریه نخواهید کرد، بلکه در گناه خود خواهید پوسید و برای یکدیگر ناله خواهید کرد. 24 پس حِزقیال نشانهای برای شما خواهد بود. کاری را که او کرد، شما مانند او انجام خواهید داد. هنگامیکه چنین روی دهد، خواهید دانست که من، خداوند متعال هستم.» 25 خداوند گفت: «ای انسان فانی، معبدِ بزرگ قوی را که باعث افتخار و سرور ایشان بود و از تماشا و بازدید آن لذّت میبردند، از ایشان خواهم گرفت و همچنین پسران و دختران ایشان را نیز خواهم گرفت. 26 در آن روز، کسی که گریخته باشد، نزد تو خواهد آمد و خبرها را به تو گزارش خواهد داد. 27 در آن روز، برای کسی که گریخته است، دهان تو باز خواهد شد؛ تو سخن خواهی گفت و دیگر گنگ نخواهی بود تا تو برای ایشان نشانهای باشی و آنها خواهند دانست که من خداوند هستم.» |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies