Online Bible

- Reklamy -

حزقیال 20 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


اسرائیل به سرکشی ادامه می‌دهد

1 در روز دهمِ ماه پنجم از سال هفتمِ تبعید ما، عدّه‌ای از رهبران اسرائیل آمدند و مقابل من نشستند تا از خداوند راهنمایی بطلبند.

2 آنگاه خداوند با من چنین سخن گفت:

3 «ای انسان فانی، به رهبران اسرائیل بگو خداوند متعال می‌گوید: آیا برای مشورت نزد من آمده‌اید؟ به حیات خودم سوگند که من به پرسش‌های شما پاسخ نخواهم داد.» خداوند متعال چنین سخن گفته‌ است.

4 «تو، ای انسان فانی، آیا آماده هستی که ایشان را داوری کرده محکوم سازی؟ پس آنان را از کارهای قبیح اجدادشان آگاه بساز،

5 و آنچه را که به تو می‌گویم، به ایشان بگو. هنگامی‌که اسرائیل را برگزیدم، با آن‌ها عهد بستم. من خود را در سرزمین مصر به آن‌ها آشکار کردم و دست خود را برافراشته گفتم، من یَهْوه، خدای شما هستم.

6 در آن روز بود که عهد بستم که ایشان را از مصر بیرون آورم و به سرزمینی که برای ایشان برگزیده بودم ببرم، سرزمینی که شیر و عسل در آن جاری است و بهترین سرزمین‌ها است.

7 به ایشان گفتم که بُت‌های کَریهی را که دوست می‌دارند، دور بیندازند و خود را با خدایان مصری آلوده نکنند، زیرا من یَهْوه، خدای شما هستم.

8 امّا آن‌ها علیه من سرکشی کردند و به من گوش فراندادند و بُت‌های کَریه خود و خدایان مصر را رها نکردند. من آماده بودم خشم خود را در سرزمین مصر بر ایشان فرو ریزم.

9 امّا به‌خاطر حفظ حرمت نام خود، آن کار را نکردم، زیرا در حضور قومی که در میان ایشان زندگی می‌کردند، اعلام کرده بودم که قوم اسرائیل را از مصر بیرون خواهم آورد.

10 «پس آن‌ها را از سرزمین مصر به بیابان آوردم.

11 فرمان‌های خود را به ایشان دادم و احکام خود را به ایشان آموختم تا به هر‌کس که از آن‌ها پیروی کند، حیات بخشد.

12 همچنین برگزاری روز سَبَّت را نشانۀ پیمان خود با ایشان ساختم تا به آنان یاد آوری شود که من، خداوند، ایشان را تقدیس کرده‌ام.

13 امّا قوم اسرائیل در بیابان علیه من سرکشی کردند. ایشان از قوانین من پیروی نکردند و احکام حیات‌بخش مرا زیر پا نهادند و روز سَبَّت را بی‌حرمت شمردند. آنگاه آماده بودم که خشم خود را در بیابان بر ایشان فرو ریزم و ایشان را نابود کنم.

14 امّا چنین نکردم تا در نظر قوم‌هایی‌ که دیدند اسرائیل را از مصر بیرون آوردم، نام من بی‌حرمت نشود.

15 امّا در بیابان سوگند یاد کردم که ایشان را به سرزمینی که به ایشان داده بودم، نیاورم، سرزمینی که شیر و عسل در آن جاری است و بهترینِ سرزمین‌ها است.

16 ایشان قوانین مرا را رد کردند و از احکام من پیروی نکرده روز سَبَّت را بی‌حرمت کردند، چون دل‌هایشان به‌دنبال بُت‌هایشان بود.

17 «با‌این‌حال بر ایشان رحم کردم و تصمیم گرفتم ایشان را آنجا در بیابان نکُشم.

18 در بیابان به فرزندانشان گفتم: از احکام و فرمان‌های نیاکان خود پیروی نکنید و با بُت‌های ایشان خود را آلوده نسازید.

19 من، یَهْوه، خدای شما هستم. از احکام من پیروی کنید و با‌دقّت کامل دستورات مرا به‌جا آورید.

20 روز سَبَّت مرا که به یادبود پیمان من با شما تعیین شده است، نگاه دارید تا بدانید که من، یَهْوه، خدای شما هستم.

21 «امّا فرزندانشان علیه من سرکشی کردند. از فرمان‌های من پیروی نکردند و قوانین مرا با‌دقّت انجام ندادند، قوانینی که اطاعت از آن به آنان زندگی‌ می‌بخشد. ایشان روز سَبَّت مرا بی‌حرمت ساختند. آنگاه اندیشیدم که خشم خود را بر ایشان فرو ریزم و همه را بکُشم.

22 امّا دست نگاه داشتم تا در نظر ملّت‌هایی که دیدند ایشان را از مصر خارج می‌کنم، نام من بی‌حرمت نگردد.

23 همچنین در بیابان سوگند یاد کردم که در میان ملّت‌ها و کشورها ایشان را پراکنده خواهم کرد،

24 زیرا آن‌ها احکام مرا به‌جا نیاوردند، قوانین مرا رد کردند، روز سَبَّت مرا بی‌حرمت ساختند و به بُت‌های اجداد خود چشم دوختند.

25 «پس من هم احکام و قوانینی به ایشان دادم که خوب و حیات‌بخش نبودند.

26 ایشان را گذاشتم که با قربانی کردن فرزند اوّل خود برای بُت‌ها، خود را آلوده سازند و به‌این‌ترتیب ایشان را جزا بدهم تا بدانند که من خداوند هستم.

27-28 «پس ای انسان فانی، از جانب من، خداوند متعال، به قوم اسرائیل بگو که وقتی اجدادشان را به سرزمینی که به نیاکانشان وعده‌ داده بودم آوردم، در آنجا هم به من خیانت کردند و نام مرا بی‌حرمت ساختند، زیرا بر سر هر تپّه و زیر هر درخت سبز برای بُت‌ها قربانی نمودند، بُخور سوزاندند و عطر و هدایای نوشیدنی آوردند و با این کار خود، آتش خشم مرا برافروختند.

29 به ایشان گفتم: این مکان‌های بلند که به آنجا می‌روید، چیست؟» پس نام آن تا به امروز بامَه یعنی مکان‌های بلند می‌باشد.

30 بنابراین به قوم اسرائیل بگو که خداوند متعال چنین می‌گوید: آیا شما هم مانند نیاکانتان با پرستش بُت‌های کَریه خود را ناپاک و نجس خواهید ساخت؟

31 حتّی امروز همان هدایا را به بُت‌ها تقدیم می‌کنید و با قربانی کردن فرزندانتان در آتش برای آن‌ها، خود را ناپاک می‌سازید، و هنوز شما اسرائیلی‌ها می‌آیید تا ارادۀ مرا بدانید!؟ من، یَهْوه، خدا می‌گویم: به حیات خود سوگند به پرسش‌های شما پاسخ نخواهم داد.

32 آنچه در ذهن شما است هرگز رخ نخواهد داد که مانند ملّت‌ها و قبایل کشورهای دیگر شوید و چوب و سنگ را ستایش کنید.


سرزنش و بخشش خدا

33 «من، خداوند متعال، به حیات خود سوگند می‌خورم که با دست پُرقدرت و بازوی توانا و خشم سهمگین، بر شما سلطنت خواهم کرد.

34 هنگامی‌که شما را از کشورهایی که در آن‌ها پراکنده شده‌اید، گرد هم آورم، قدرت و خشم خود را به شما نشان خواهم داد.

35 شما را به بیابان ملّت‌ها خواهم آورد و در آنجا با شما روبه‌رو شده شما را داوری خواهم کرد.

36 اینک همان‌گونه که نیاکانتان را در صحرای سینا محکوم کردم، شما را نیز محکوم خواهم ساخت.

37 «شما را از زیر عصا خواهم گذراند و مجبور خواهید شد که از پیمان من پیروی کنید.

38 کسانی را که سرکش و گناهکار هستند، از میان شما برخواهم داشت و از سرزمینی که اینک در آن زندگی می‌کنید، بیرون خواهم آورد، امّا اجازه نخواهم داد تا به سرزمین اسرائیل بازگردند. آنگاه خواهید دانست که من خداوند هستم.»

39 خداوند متعال چنین می‌گوید: «ای قوم اسرائیل، همۀ شما بروید و بُت‌های خود را خدمت کنید! امّا من به شما هشدار می‌دهم که پس از این باید از من پیروی کنید و با تقدیم هدایا به بُت‌ها، نام مقدّس مرا بی‌حرمت نسازید.

40 در آن سرزمین، بر کوه مقدّس من، یعنی کوه بلند اسرائیل، همۀ شما مرا پرستش خواهید کرد. از ستایش شما راضی خواهم بود و قربانی‌ها و هدایای مقدّس شما را خواهم پذیرفت.

41 پس از آنکه شما را از کشورهایی که در آن‌ها پراکنده شده‌اید بیرون آوردم و گرد هم جمع کردم، قربانی‌های سوختنی شما را خواهم پذیرفت و ملّت‌ها خواهند دید که من مقدّس هستم.

42 هنگامی‌که شما را به اسرائیل، سرزمینی که به نیاکانتان وعده داده بودم، بازگردانم، آنگاه خواهید دانست که من خداوند هستم.

43 آنگاه تمام کارهای ناشایستی را که انجام داده‌اید و باعث آلودگی‌تان شد، به یاد خواهید آورد و به‌خاطر همه پلیدی‌هایی که انجام دادید، از خود بیزار خواهید شد.

44 ای قوم اسرائیل، هنگامی‌که با شما به‌خاطر نام خود عمل کنم و نه برحسب رفتارهای پلید و فاسد شما، آنگاه خواهید دانست که من یَهْوه، خدا هستم.» خداوند متعال چنین سخن می‌گوید.


آتش در جنوب

45 خداوند با من چنین سخن گفت:

46 «ای انسان فانی، به‌سوی جنوب بنگر و علیه آن سخن بگو و علیه جنگل‌ جنوب نبوّت کن.

47 به جنگل‌ جنوب بگو به آنچه خداوند متعال می‌گوید گوش فراده. بنگر! اینک آتشی برمی‌افروزم و همۀ درختان تو را از تر و خشک خواهد سوزاند، و هیچ‌چیزی نمی‌تواند آن‌ را خاموش کند. آن آتش از جنوب به‌سوی شمال گسترش خواهد یافت و همه، گرمای شعله‌های آن‌ را حس خواهند کرد.

48 همه خواهند دانست که من، خداوند، این آتش را افروخته‌ام و خاموش نخواهد شد.»

49 آنگاه گفتم: «آه ای یَهْوه، خدا، ایشان دربارۀ من می‌گویند، 'چرا او با رمز و معمّا سخن می‌گوید؟'»

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy