Online Bible

- Reklamy -

حزقیال 1 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


نخستین رؤیای حِزقیال نبی (1‏:1‏-7‏:27) تخت خدا

1-2 در روز پنجمِ ماه چهارم در سال سی‌ام، که پنج سال از تبعیدِ یِهویاکین پادشاه می‌گذشت، من حِزقیال کاهن، پسر بوزی با سایر تبعیدشدگان یهودی در کنار رود خابور در بابِل زندگی می‌کردم. در همان روز ناگهان آسمان باز شد و خدا رؤیاهایی را به من نشان داد.

3 در آنجا، در کنار رود خابور، واقع در سرزمین کلدانیان، صدای خداوند را شنیدم که با من سخن می‌گفت، و من نیروی او را در وجودم حس کردم.

4 به بالا نگاه کردم و دیدم که توفانی از طرف شمال می‌آید. پیشاپیش آن، ابر بزرگی حرکت می‌کرد و هاله‌ای از نور دور آن بود. در وسط ابر یک شیء‌ای مثل برنز، روشن و تابان بود.

5 در وسط توفان، چهار موجود زنده را دیدم که به انسان شباهت داشتند،

6 امّا هرکدام از آن‌ها دارای چهار صورت و چهار بال بود.

7 پاهایشان راست و کف پایشان به سُم گوساله شباهت داشت و مثل یک شیء برنزی، صیقلی و برّاق بود.

8 در زیر بال‌های خود دست‌هایی شبیه دست انسان داشتند.

9 نوک بال‌های آن چهار موجود زنده با یکدیگر تماس داشت و آن‌ها می‌توانستند به هر جهتی مستقیم حرکت کنند.

10 هریک از آن‌ها چهار چهرهٔ مختلف داشت: در جلو چهرۀ انسان، در طرف راست چهرهٔ شیر، در طرف چپ چهرهٔ گاو و در عقب چهره‌ٔ عقاب.

11 هرکدام دو جفت بال داشت. یک جفت آن باز بود و نوک آن‌ها با دو بال جانور پهلویش تماس داشت. جفت دیگر بدنشان را می‌پوشاند.

12 آن‌ها مستقیم حرکت می‌کردند و به هر جایی که می‌خواستند، می‌رفتند، بدون این‌که بچرخند.

13 در بین این موجودات، چیزی چون مشعلی فروزان بود که پیوسته در حال حرکت بود. آتش شعله می‌کشید و از آن رعدوبرق می‌جهید.

14 این موجودات با سرعت برق جلو و عقب می‌رفتند.

15 در همان حالی که متوجّه آن چهار موجود زنده بودم، چرخی ایستاده بر زمین در کنار هریک از آن موجودات دیدم.

16 چرخ‌ها همه هم‌شکل و مثل زِبَرجد، برّاق بودند. در وسط هر چرخ یک چرخ دیگر قرار داشت.

17 به‌این‌ترتیب، بدون این‌که دور بزنند، می‌توانستند به هر طرف که می‌خواستند حرکت کنند.

18 حلقۀ چرخ‌ها بلند و مهیب و پُر از چشم بود.

19 هنگامی‌که موجودات زنده حرکت می‌کردند، چرخ‌ها در کنارشان حرکت می‌کردند و هنگامی‌که موجودات زنده از روی زمین برمی‌خاستند، چرخ‌ها نیز برمی‌خاستند.

20 هرکجا که روح می‌رفت، ایشان نیز می‌رفتند و چرخ‌ها همراه ایشان بلند می‌شدند، زیرا روحِ آن موجودات زنده در چرخ‌ها بود.

21 پس هرگاه موجودات زنده حرکت می‌کردند یا می‌ایستادند یا به هوا برمی‌خاستند، چرخ‌ها نیز دقیقاً همان کار را می‌کردند.

22 بالای سر موجودات زنده شیء‌ای مانند گنبد درخشندۀ بلورین بود.

23 زیر گنبد، دو بال هر موجود زنده طوری گسترده بود که به بال‌های موجود زندهٔ پهلویش می‌رسید و دو بال دیگر بدن آن‌ها را می‌پوشاند.

24 من صدای بال‌های آن‌ها را هنگامی‌که پرواز می‌کردند، شنیدم که مانند صدای آب‌های خروشان بود، مانند خروش سپاهی عظیم، مانند صدای خدای قادر مطلق. هنگامی‌که آن‌ها پرواز نمی‌کردند، بال‌هایشان را جمع می‌کردند،

25 امّا هنوز صدایی از فراز گنبدی که بالای سرشان بود، می‌آمد.

26 بر گنبد بالای سرشان چیزی مانند تختی به رنگ یاقوت کبود دیده می‌شد. بر روی آن تخت، منظری بود که به انسان شباهت داشت.

27 از کمر به بالا مثل برنز آتشین و شعله‌ور می‌درخشید. از کمر به پایین مانند شعلۀ آتش می‌تابید و اطراف او با نور درخشنده‌ای روشن بود.

28 درخشندگی پیرامون او مانند رنگین کمان در روز بارانی بود. این منظره، نورِ پُرجلالِ حضور خداوند را نشان می‌داد. هنگامی‌که این‌ را دیدم، با صورت به زمین افتادم و صدای کسی را شنیدم که سخن می‌گفت.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy