Online Bible

- Reklamy -

خروج 16 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


مَنّا و بلدرچین

1 تمام جماعت بنی‌اسرائیل از ایلیم کوچ کردند و در روز پانزدهم ماه دوّم پس از خروج از مصر، به بیابان سین که بین ایلیم و سینا است، رسیدند.

2 آنجا، در آن بیابان، همگی نزد موسی و هارون شکایت کردند

3 و گفتند: «ای‌کاش خداوند ما را در سرزمین مصر می‌کُشت، زیرا در آنجا می‌توانستیم در کنار دیگ‌های گوشت بنشینیم و به هر اندازه‌ای که می‌خواستیم غذا بخوریم؛ ولی شما ما را به این بیابان آورده‌اید تا همگی از گرسنگی بمیریم.»

4 پس خداوند به موسی گفت: «من برای همۀ شما از آسمان مثل باران غذا خواهم ریخت. مردم باید هر روز بیرون بروند و به‌اندازۀ احتیاج آن روز از آن جمع‌آوری کنند. به‌این‌ترتیب، ایشان را امتحان خواهم کرد تا ببینم آیا احکام مرا انجام می‌دهند، یا خیر.

5 در روز ششم دو برابر آنچه روزهای قبل جمع می‌کردند، جمع کنند.»

6 پس موسی و هارون به تمام بنی‌اسرائیل گفتند: «شما امشب خواهید دانست که خداوند بود که شما را از سرزمین مصر بیرون آورد.

7 هنگام صبح جلال خداوند را خواهید دید. خداوند شکایت‌های شما را که بر ضد او کرده‌اید، شنیده است، زیرا ما چه کسی هستیم که از ما شکایت کنید؟»

8 سپس موسی گفت: «خداوند، غروب‌ها گوشت و صبح‌ها نان به هر اندازه‌ای که بتوانید بخورید به شما خواهد داد، زیرا خداوند شکایت‌هایی را که علیه او کرده‌اید شنیده است. وقتی شما بر ضد ما شکایت می‌کنید درواقع بر ضد خداوند شکایت می‌کنید.»

9 موسی به هارون گفت: «به تمام جماعت اسرائیل بگو بیایند و در حضور خداوند بایستند، زیرا که او شکایت‌های ایشان را شنیده است.»

10 در‌حالی‌که هارون با مردم صحبت می‌کرد، آن‌ها به بیابان نگاه کردند و جلال خداوند را که در ابر ظاهر شده بود، دیدند.

11 خداوند به موسی گفت:

12 «من شکایت‌های بنی‌اسرائیل را شنیدم. به آن‌ها بگو غروب‌ها گوشت و صبح‌ها نان به هر اندازه‌ای که بخواهند، خواهند داشت تا بدانند من یَهْوه، خدای ایشان هستم.»

13 هنگام غروب دستۀ بزرگی از بلدرچین آمد و سرتاسر اردو‌گاه را پوشاند و هنگام صبح شبنم گرداگرد اردو‌گاه نشست.

14 چون شبنم بخار شد، چیزهایی نازک و پوسته‌مانند بر سطح بیابان نمایان گردید که همانند شبنم لطیف بودند.

15 وقتی بنی‌اسرائیل آن‌ها را دیدند، نمی‌دانستند که آن‌ها چه هستند. پس از یکدیگر می‌پرسیدند: «این‌ها چه هستند؟» موسی به آن‌ها گفت: «این نانی است که خداوند به شما داده است تا بخورید.

16 خداوند دستور داده است که هریک از شما به‌اندازۀ احتیاج خود یعنی یک پیمانۀ دو لیتری برای هر نفر از اعضای خانواده‌اش از این نان جمع کند.»

17 بنی‌اسرائیل شروع کردند به جمع کردن، بعضی‌ها بیشتر و بعضی‌ها کمتر.

18 وقتی آن‌ها را اندازه‌گیری کردند، کسانی‌ که زیاد جمع کرده بودند، زیاد نداشتند و آن‌هایی که کمتر جمع کرده بودند، کم نداشتند؛ هر‌کس به اندازه‌ٔ احتیاجش جمع کرده بود.

19 موسی به آن‌ها گفت: «هیچ‌کس نباید چیزی از آن‌ را تا صبح نگاه دارد.»

20 امّا بعضی‌ها به حرف موسی گوش ندادند و قسمتی از آن‌ را نگاه داشتند، ولی صبح روز بعد همۀ آن‌ها پُر از کرم شده گندیده بود، و موسی نسبت به آن‌ها خشمگین شد.

21 از آن به‌بعد، هر روز هرکس صبح به‌اندازۀ احتیاجش جمع می‌کرد و با گرمای خورشید آنچه که روی زمین باقی می‌ماند، آب شده از بین می‌رفت.

22 در روز ششم آن‌ها دو برابر احتیاج روزانه خود جمع می‌کردند، یعنی هر‌کس به‌اندازۀ دو پیمانۀ دو لیتری. پس رهبران قوم آمدند و این را به موسی خبر دادند.

23 موسی به آن‌ها گفت: «این دستور خداوند است. فردا، روز استراحت و روز مقدّسِ خداوند است. پس امروز هرچه می‌خواهید با آتش بپزید و هرچه می‌خواهید با آب بپزید. هرچه که باقی بماند آن‌ را برای فردا نگاه دارید.»

24 همان‌طور که موسی دستور داده بود، آن‌ها هرچه را که باقی‌مانده بود، برای فردای آن روز نگاه داشتند، ولی نه کرم زده بود و نه گندیده بود.

25 موسی گفت: «این را امروز بخورید زیرا امروز سَبَّت، روز خداوند و روز استراحت است، و در این روز آن‌ را بر زمین پیدا نخواهید کرد.

26 شش روز آن‌ را جمع‌آوری کنید، امّا در روز هفتم که سَبَّت خداوند است، آن‌ را پیدا نخواهید کرد.»

27 با‌این‌حال، بعضی از مردم در روز هفتم به بیابان رفتند تا غذا جمع کنند، ولی چیزی پیدا نکردند.

28 سپس خداوند به موسی گفت: «شما تا به کی می‌خواهید از احکام و فرمان‌های من سرپیچی کنید؟

29 به‌خاطر داشته ‌باشید که من، خداوند، سَبَّت را به شما داده‌ام و به همین دلیل است که همیشه در روز ششم به‌اندازۀ دو روز به شما غذا می‌دهم. پس در روز هفتم هر‌کس در جای خود بماند و از خیمه‌اش بیرون نیاید.»

30 بنابراین مردم در روز هفتم به استراحت پرداختند.

31 بنی‌اسرائیل نام این غذا را مَنّا گذاشتند. مَنّا شکل تخم گشنیز و مزۀ آن مانند کلوچۀ عسلی بود.

32 موسی گفت: «خداوند دستور داده است که مقداری از مَنّا را نگه دارید تا نسل‌های آیندۀ ما نانی را که خداوند برای خوراک پس از بیرون آوردن ما از سرزمین مصر در بیابان به ما داد، ببینند.»

33 موسی به هارون گفت: «به‌اندازۀ یک پیمانه دو لیتری، مَنّا در ظرفی بریز و آن‌ را در حضور خداوند بگذار تا برای نسل‌های آینده نگه‌داری شود.»

34 همان‌طور که خداوند به موسی دستور داده بود، هارون ظرف مَنّا را در مقابل صندوق پیمان گذاشت تا نگهداری شود.

35 بنی‌اسرائیل مدّت چهل سال مَنّا خوردند یعنی تا زمانی‌‌که به مرز سرزمین کنعان رسیدند.

36 یک عومِر معادل یک‌دهم «ایفَه»، می‌باشد.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy