اعمال رسولان 28 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳در جزیرۀ مالت 1 وقتی بهسلامت به ساحل رسیدیم، پی بردیم که نام آن جزیره مالت است. 2 مردم آن جزیره به ما لطف بسیار کردند و برای ما آتش افروختند، زیرا باران میبارید و هوا سرد بود، و به گرمی از ما پذیرایی کردند. 3 پولس مقداری هیزم جمع کرده بود و وقتی آن را روی آتش گذاشت، به علّت حرارت آتش، ماری از میان آن بیرون آمد و به دست او چسبید. 4 همینکه بومیان مار را به دست او آویزان دیدند، به یکدیگر گفتند: «این شخص حتماً قاتل است که با وجود اینکه از دریا نجات پیدا کرد، الهۀ عدالت اجازه نمیدهد که او زنده بماند.» 5 امّا پولس مار را در آتش انداخت و اصلاً آسیبی ندید. 6 آنان منتظر بودند که هر لحظه بدنش ورم کند و یا ناگهان افتاده بمیرد. امّا وقتی مدّت زیادی منتظر ماندند و دیدند که هیچ آسیبی به او نرسیده است، عقیده آنها عوض شد و گفتند که او یکی از خدایان است. 7 در نزدیکیهای آن محل، املاکی وجود داشت که متعلّق به پوبلیوس، حاکم آن جزیره بود. او ما را به خانۀ خود دعوت کرد و مدّت سه روز با کمال مهربانی از ما پذیرایی کرد. 8 از قضا پدر پوبلیوس بستری و مبتلا به تب و اسهال خونی بود. پولس به بالین او رفت و پس از دعا بر او دست گذاشت و او را شفا داد. 9 پس از این جریان، سایر بیماران آن جزیره هم آمدند و شفا یافتند. 10 آنان در مقابل، هدایای فراوانی به ما دادند و وقتی عازم سفر شدیم، هرچه را که لازم داشتیم برای ما به داخل کشتی آوردند. رسیدن پولس به روم 11 پس از سه ماه اقامت در آن جزیره، با یک کشتی اسکندریهای که علامت دو پیکرۀ جوزا داشت و زمستان را در آنجا توقّف کرده بود، به راه افتادیم. 12 در شهر سِراکیوس لنگر انداختیم و سه روز در آنجا توقّف نمودیم. 13 بار دیگر با کشتی از آنجا حرکت کرده به ریگیون رفتیم. بعد از یک روز، باد جنوبی برخاست و دو روز طول کشید تا به بندر پُوطیولی برسیم. 14 در آنجا به تعدای از برادران برخوردیم و به دعوت آنان مدّت یک هفته در آنجا ماندیم. سرانجام به روم رفتیم. 15 مسیحیان آن شهر وقتی شنیدند که ما در راه هستیم، تا بازار آپیاس و دهکدهای به نام «سه میخانه» به استقبال ما آمدند و چون پولس آنان را دید، خدا را شکر نموده دلگرم شد. 16 وقتی به روم رسیدیم، پولس اجازه یافت که با یک نگهبان رومی در خانهای جداگانه زندگی کند. بشارت پولس در روم 17 بعد از سه روز، پولس رهبران یهودیان آنجا را دعوت کرد و وقتی آنها جمع شدند، به ایشان گفت: «ای برادران، من که هرگز عملی علیه ملّت و یا آیین نیاکانمان انجام ندادهام، در اورشلیم دستگیر و تسلیم رومیان شدم. 18 رومیان از من بازپرسی نمودند و میخواستند مرا آزاد سازند زیرا در من جرمی که مستوجب مرگ باشد نیافتند. 19 امّا یهودیان مخالفت کردند و من هیچ راهی نداشتم جز اینکه از قیصر دادخواهی نمایم. البتّه من هیچ شکایتی هم علیه ملّت خود ندارم. 20 بهاینسبب از شما درخواست کردم تا شما را ببینم و با شما صحبت کنم. زیرا من بهخاطر همان امیدی که اسرائیل دارد، گرفتار زنجیرم.» 21 به او گفتند: «هیچ نامهای دربارۀ تو از یهودیه به ما نرسیده است و برادرانی هم که از آنجا آمدهاند، گزارش یا سخن بدی دربارۀ تو به زبان نیاوردهاند. 22 امّا ما مایل هستیم عقاید و نظرات تو را از زبان خودت بشنویم. آنچه ما دربارۀ این فرقۀ جدید میدانیم این است که همه بر ضد آن حرف میزدنند.» 23 پس روزی را تعیین کردند و عدّۀ زیادی برای دیدن او به محل اقامتش آمدند. او به تفصیل از صبح تا شب دربارۀ پادشاهی خدا برای آنها سخن گفت و کوشید با مراجعه به تورات موسی و نوشتههای انبیا، آنان را نسبت به عیسی متقاعد سازد. 24 بعضی از آنها سخنان او را قبول کرده ایمان آوردند، ولی دیگران در بیایمانی خود باقی ماندند. 25 آنها جرّوبحثکنان و بدون توافق نظر متفرق گشتند. امّا قبل از رفتن آنها، پولس اظهار داشت: «روحالقدس بهوسیلهٔ اِشعیای نبی به نیاکان شما چه خوب گفته است، 26 'پیش این قوم برو و به آنها بگو: پیوسته گوش میدهید ولی نمیفهمید، پیوسته نگاه میکنید ولی نمیبینید؛ 27 زیرا ذهن این مردم کُند گشته، گوشهایشان سنگین شده و چشمانشان بسته است، وگرنه چشمانشان میدید و گوشهایشان میشنید و میفهمیده بازگشت میکردند و من آنان را شفا میدادم.' 28 «پس بدانید که این نجات الهی در اختیار غیریهودیان گذاشته شده است و آنها آن را خواهند پذیرفت.» [ 29 چون پولس این سخنان را گفت، یهودیان رفتند و با یکدیگر بهشدّت مباحثه میکردند.] 30 پولس دو سال تمام در منزل اجارهای خود زندگی کرد و همه را با خوشرویی میپذیرفت. 31 او پادشاهی خدا را اعلام میکرد و دربارۀ عیسای مسیح خداوند بسیار صریح و بدون هیچ مانعی تعلیم میداد. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies