Online Bible

- Reklamy -

اعمال رسولان 22 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳

1 «ای برادران و پدران، به دفاعی که هم‌اکنون به عرض شما می‌رسانم گوش دهید.»

2 وقتی آن‌ها شنیدند پولس به زبان عبری با ایشان صحبت می‌کند، ساکت‌تر شدند و گوش دادند. پولس ادامه داده گفت:

3 «من یک یهودی از اهالی طرسوس قیلیقیه هستم، ولی در این شهر در خدمت غمالائیل پرورش یافتم و شریعت آباواجدادی خود را به‌دقّت آموختم و همین‌طور که شما امروز نسبت به خدا غیور هستید، من هم بودم.

4 من تا سرحد مرگ به پیروان این طریقه آزار می‌رسانیدم و آنان را، چه مرد و چه زن، به زندان می‌انداختم.

5 کاهن اعظم و تمام اعضای شورای یهود شاهد هستند، زیرا ایشان نامه‌هایی به برادران یهودی در دمشق نوشتند و من با آن نامه‌ها به‌طرف دمشق رفتم تا مسیحیان را دست‌بسته برای مجازات به اورشلیم بیاورم.


سخنان پولس دربارۀ ایمان خود به مسیح

6 «امّا وقتی در راه بودم، در حوالی دمشق نزدیک ظهر، ناگهان نور عظیمی از آسمان به اطراف من درخشید.

7 من به زمین افتادم و صدایی شنیدم که می‌گفت، 'ای شائول، ای شائول، چرا بر من جفا می‌کنی؟'

8 پرسیدم، 'ای خداوند، تو کیستی؟' او به من گفت، 'من آن عیسای ناصری هستم که تو بر او جفا می‌کنی.'

9 همراهان من نور را می‌دیدند، امّا صدای کسی را که با من صحبت می‌کرد، نمی‌شنیدند.

10 من عرض کردم، 'خداوندا چه کنم؟' خداوند به من گفت، 'برخیز و به دمشق برو و در آنجا کارهایی که قرار است تو انجام بدهی به تو گفته خواهد شد.'

11 چون به علّت درخشندگی آن نور من نابینا شده بودم، همراهانم دست مرا گرفتند و مرا با خود به دمشق بردند.

12 در دمشق شخصی به نام حنّانیا زندگی می‌کرد که مردی خداترس، مطیع شریعت، و در بین یهودیان نیک نام بود.

13 او نزد من آمد و در کنار من ایستاد و گفت، 'ای برادر شائول، بینا شو!' و من فوراً بینا شدم و به او نگاه کردم.

14 او ادامه داده گفت، 'خدای نیاکان ما تو را برگزیده است تا ارادۀ او را درک نمایی و بندۀ عادل او را ببینی و صدای او را از دهان خودش بشنوی،

15 زیرا تو در برابر همۀ مردم شاهد او خواهی شد و به آنچه دیده و شنیده‌ای شهادت خواهی داد.

16 حالا چرا معطل هستی؟ برخیز، تعمید بگیر و به خداوند روی آور و از گناهان خود پاک شو.'


مأموریت پولس در میان غیر یهودیان

17 «وقتی دوباره به اورشلیم آمدم، یک روز در معبدِ بزرگ دعا می‌کردم که به حالت خلسه فرورفتم

18 و در رؤیا عیسی را دیدم که می‌گفت، 'زود برخیز و اورشلیم را ترک کن، زیرا اهالی این شهر شهادت تو را دربارۀ من قبول نخواهند کرد.'

19 گفتم، 'خداوندا، اینان می‌دانند که من همان شخصی هستم که کسانی را که به تو ایمان داشتند به زندان می‌انداختم و در کنیسه‌ها آنان را می‌زدم

20 و وقتی خون آن شاهد تو استیفان ریخته شد، من در آنجا ایستاده بودم و با آن کار موافقت کردم و مراقب لباس‌های قاتلان او بودم.'

21 امّا او به من فرمود، 'برو، زیرا من تو را به جاهای دور و نزد ملل غیریهود خواهم فرستاد.'»


پولس و سرهنگ رومی

22 جمعیّت تا اینجا به او گوش می‌دادند، امّا وقتی این جمله را به زبان آورد، بار دیگر فریاد کردند: «او را بکُشید! چنین کسی لایق نیست زنده بماند!»

23 در همان وقت که مردم با هیاهو لباس‌های خود را در هوا تکان می‌دادند و گرد و خاک بلند می‌کردند،

24 فرمانده دستور داد پولس را درون سربازخانه برده با تازیانه از او بازجویی کنند تا معلوم شود به چه علّت این هیاهو علیه او برپا شده است.

25 وقتی او را برای شلّاق زدن بستند، پولس از افسری که آنجا ایستاده بود پرسید: «آیا شما اجازه دارید یک نفر رومی را بدون آنکه محکوم شده باشد، شلّاق بزنید؟»

26 وقتی آن افسر این‌ را شنید، نزد فرمانده رفت و گفت: «هیچ می‌دانی چه می‌کنی؟ این مرد تبعۀ روم است.»

27 فرمانده نزد پولس رفت و از او پرسید: «بگو ببینم، آیا تو رومی هستی؟» پولس گفت: «آری.»

28 فرمانده گفت: «برای به دست آوردن این تابعیّت من بهای گزافی پرداختم.» پولس گفت: «امّا من با آن به دنیا آمدم.»


پولس در حضور شورای یهودیان

29 پس آنانی که می‌خواستند از پولس بازجویی کنند باعجله از آنجا دور شدند و فرمانده هم که به دستور او پولس را بسته بودند، وقتی فهمید او تبعه روم است، بسیار ترسید.

30 روز بعد، چون فرمانده می‌خواست علّت اتّهام یهودیان علیه پولس را بداند، بندهای پولس را باز کرد و دستور داد سران کاهنان و شورای یهود تشکیل جلسه دهند. سپس پولس را به آنجا آورد و از او خواست در برابر آنان بایستد.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy