Online Bible

- Reklamy -

اعمال رسولان 20 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


مسافرت پولس به مقدونیه و یونان

1 همین‌که سر و صداها خوابید، پولس به‌دنبال ایمان‌داران فرستاد و پس از تشویق آنان خداحافظی کرده عازم مقدونیه شد.

2 او در حین گذر از آن نواحی، همه‌جا با سخنان خود به ایمان‌داران دلگرمی می‌داد تا به‌این‌ترتیب به یونان رسید.

3 پس از سه ماه اقامت در آنجا، هنگامی‌که خواست با کشتی به سوریه برود، فهمید که یهودیان علیه او توطئه چیده‌اند. بنابراین او تصمیم گرفت از راه مقدونیه بازگردد.

4 همراهان او عبارت بودند از سوپاتِرس پسر پیروس از بیریه و اَرِسْتَرخُس و سِکُندُس تَسالونیکی و غایوس دِربِه‌ای و تیموتاؤس و تیخیکاس و تروفیمُس که از اهالی استان آسیا بودند.

5 این‌ها زودتر از ما رفتند و در شهر تروآس در انتظار ما ماندند.

6 خود ما پس از روزهای عید فطیر از فیلیپی سوار کشتی شدیم و پنج روز بعد در بندر تروآس به آنان رسیدیم و یک هفته در آنجا ماندیم.


آخرین بازدید پولس از تروآس

7 در شنبه‌شب وقتی ما برای پاره کردن نان دور هم جمع شدیم، پولس به تفصیل برای آنان صحبت کرد، و چون روز بعد عازم سفر بود تا نصف شب به سخنان خود ادامه داد.

8 در بالا‌خانه‌ای که ما در آن جمع شده بودیم، چراغ‌های زیادی روشن بود.

9 جوانی به نام اِفتیخُس جلوی پنجره نشسته بود و همین‌طور که پولس صحبت می‌کرد، رفته‌رفته خوابش گرفت؛ سرانجام خواب کاملاً بر او چیره شد و از طبقۀ سوّم به زیر افتاد و وقتی او را برداشتند مُرده بود.

10 پولس پایین رفت و خود را روی او انداخت و او را در آغوش گرفت و به آنان گفت: «مضطرب نباشید؛ او هنوز زنده است!»

11 پس پولس دوباره بالا رفت و نان را پاره کرده خورد و پس از گفت‌وگوهای بسیار که تا سپیدۀ صبح به طول انجامید، شهر را ترک کرد.

12 و آنان آن جوان را زنده به خانه بردند و خاطر همه از این بابت کاملاً راحت شد.


سفر دریایی از تروآس به میلیتوس

13 ما قبل از دیگران به‌طرف کشتی رفته به‌سوی اَسس حرکت کردیم تا در آنجا پولس را طبق قرار قبلی سوار کنیم، زیرا او می‌خواست که از راه خشکی به آنجا برود.

14 وقتی پولس در آسوس به ما ملحق شد، او را سوار کشتی نمودیم و به بندر متیلینی آمدیم.

15 روز بعد از دریا به مقابل جزیرۀ خیوس رسیدیم و در روز دوّم از آنجا به جزیره ساموس رفتیم. فردای آن روز وارد بندر میلیتوس شدیم.

16 پولس تصمیم گرفته بود که از راه دریا از کنار اَفِسُس عبور نماید تا از اتلاف وقت در استان آسیا جلوگیری شود زیرا او اشتیاق بسیار داشت که در صورت امکان قبل از روز پنتیکاست در اورشلیم باشد.


خداحافظی پولس با مشایخ کلیسای اَفِسُس

17 پولس از میلیتوس پیامی به اَفِسُس فرستاد و مشایخ کلیسا را فراخواند.

18 وقتی آن‌ها رسیدند، به آنان گفت: «شما می‌دانید که از اوّلین روزی که من به استان آسیا پا گذاشتم، در تمام اوقاتی که با شما بودم چگونه رفتار نمودم،

19 و چگونه با کمال فروتنی و با اشک‌های بسیار و تحمّل زحماتی که حاصل دسیسه‌های یهودیان بود، خداوند را خدمت کردم.

20 شما می‌دانید که من برای خیر و صلاح شما از هیچ‌چیز مضایقه نکردم. من پیام را به شما رساندم و شما را در جمع و در خانه‌هایتان تعلیم دادم.

21 من به یهودیان و یونانیان صریحاً اعلام کردم که آن‌ها باید از گناهان خود توبه کرده به خدا روی آورند و به خداوند ما عیسی ایمان داشته باشند.

22 اکنون در بندگی روح‌القدس عازم اورشلیم هستم و از آنچه به سرم خواهد آمد چیزی نمی‌دانم،

23 جز این‌که روح‌القدس در هر شهر هشدار می‌دهد که حبس‌ها و سختی‌ها در انتظار من است.

24 امّا جان من آن‌قدر ارزش ندارد که نگران آن باشم. تنها آرزوی من این است که مأموریت خود را انجام دهم و خدمتی را که عیسای خداوند به من سپرده بود، یعنی اعلام مژدۀ فیض خدا را به پایان برسانم.

25 «و اکنون خاطرجمع هستم که هیچ‌یک از شما که برای اعلام پادشاهی خدا در میانتان رفت‌وآمد داشته‌ام، دیگر روی مرا نخواهد دید.

26 بنابراین امروز به شما اعلام می‌کنم که من مسئول هلاکت هیچ‌یک از شما نیستم،

27 زیرا برای اعلام جمیع مقاصد الهی به شما از هیچ کاری کوتاهی نکرده‌ام.

28 مواظب خود و گلّه‌ای که روح‌القدس شما را به نظارت آن برگزیده است باشید، و کلیسایی را که خداوند با خون خود خریده است، شبانی کنید.

29 من می‌دانم که بعد از رفتن من گرگ‌های درّنده به میان شما خواهند آمد که به گلّه ترحّم نخواهند کرد.

30 حتّی از میان خود شما افرادی برخواهند خاست که حقیقت را تغییر داده پیروانی را به‌دنبال خود خواهند کشید.

31 پس آگاه باشید و فراموش نکنید که چگونه دائماً مدّت سه سال روز و شب به شما تعلیم و هشدار دادم و برای شما اشک ریختم.

32 «اکنون شما را به خدا و کلام فیض بخش او می‌سپارم، کلامی که قادر است شما را بنا کند و میراثی را که از آن مقدّسان او است، به شما عطا فرماید.

33 من به طلا و نقره یا لباس کسی چشم ندوخته‌ام.

34 خودتان می‌دانید که با این دست‌ها زحمت کشیده‌ام و نیازمندی‌های خود و همراهانم را تأمین کرده‌ام.

35 من عملاً به شما نشان داده‌ام که ما باید زحمت بکشیم و ناتوانان را یاری نماییم، و سخنان عیسای خداوند را به‌یاد داشته باشیم که فرمود: «دادن از گرفتن فرخنده‌تر است.»

36 وقتی پولس سخنان خود را به پایان رسانید، با همۀ آنان زانو زده دعا کرد.

37 همه با صدای بلند گریه می‌کردند و او را در آغوش گرفته می‌بوسیدند.

38 آنچه بیش از هر چیز آنان را غمگین می‌ساخت این گفتۀ پولس بود که آن‌ها دیگر روی او را نخواهند دید. پس او را تا کشتی بدرقه نمودند.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy