Online Bible

- Reklamy -

۲پادشاهان 3 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


جنگ بین اسرائیل و موآب

1 یورام، پسر اَخاب، در هجدهمین سال سلطنت یِهوشافاط، پادشاه یهودا، سلطنت خود را بر اسرائیل در سامره آغاز کرد و دوازده سال سلطنت نمود.

2 او آنچه را که در نظر خداوند پلید بود، به‌جا آورد، ولی نه به بدی پدر و مادرش، زیرا او بُت بَعَل‌ را که پدرش ساخته بود، نابود کرد.

3 امّا او نیز مانند یِرُبعام پادشاه، پسر نِباط، مردم اسرائیل را به گناه کشید و از این کار دست برنداشت.

4 مِیشا، پادشاه موآب، گوسفند پرورش می‌داد و هر سال صد هزار برّه و پشمِ صد هزار قوچ به اسرائیل خراج می‌داد.

5 امّا هنگامی‌که اَخاب درگذشت، پادشاه موآب علیه پادشاه اسرائیل شورش کرد.

6 پس یورام پادشاه از سامره خارج شد و تمام لشکر خود را بسیج کرد.

7 او برای یِهوشافاط، پادشاه یهودا، این پیام را فرستاد: «پادشاه موآب علیه من شورش کرده است. آیا در نبرد علیه او به من کمک خواهی کرد؟ یِهوشافاط پاسخ داد: «بلی، چنین خواهم کرد. من و همۀ مردان من و اسب‌های من در اختیار تو هستیم.

8 از کدام جهت باید حمله کنیم؟» یورام پاسخ داد: «ما از راه طولانی صحرای اَدوم خواهیم رفت.»

9 پس پادشاهان اسرائیل، اَدوم و یهودا حرکت کردند و بعد از هفت روز، آب آن‌ها تمام شد و هیچ آبی برای آنان و حیواناتشان باقی نمانده بود.

10 آنگاه پادشاه اسرائیل گفت: «افسوس که خداوند ما سه پادشاه را خوانده که ما را به دست موآبیان تسلیم کند.»

11 یِهوشافاط پادشاه پرسید: «آیا نبی‌ای هست که به واسطۀ او از خداوند راهنمایی بخواهیم؟» یکی از افسران پادشاه اسرائیل پاسخ داد: «اِلیشَع پسر شافاط که شاگرد ایلیا بود، اینجا است.»

12 یِهوشافاط گفت: «او یک نبی حقیقی است.» پس هر سه پادشاه نزد اِلیشَع رفتند.

13 اِلیشَع به پادشاه اسرائیل گفت: «چرا من باید به شما کمک کنم؟ نزد انبیای پدر و مادر خود بروید.» امّا پادشاه اسرائیل جواب داد: «نه! زیرا خداوند ما سه پادشاه را به اینجا آورد تا به دست موآبیان تسلیم کند.»

14 اِلیشَع پاسخ داد: «به خداوند زندۀ متعال که خدمتگزار او هستم سوگند که اگر به‌خاطر احترام به یِهوشافاط پادشاه یهودا نبود، حتّی به تو نگاه هم نمی‌کردم.

15 اکنون نوازنده‌ای نزد من بیاورید.» هنگامی‌که نوازنده چنگ می‌نواخت، قدرت خداوند بر اِلیشَع فرود آمد

16 و او گفت: «خداوند چنین می‌گوید، 'در همه جای این وادی‌ خشک، گودال‌هایی بکَنید.

17 شما نه باران و نه بادی خواهید دید، امّا این وادی پُر از آب خواهد شد و شما و چهارپایان شما به‌اندازۀ کافی آب برای آشامیدن خواهید داشت.'»

18 اِلیشَع ادامه داده گفت: «این کار آسانی برای خداوند است؛ او همچنین شما را بر موآب پیروز خواهد گردانید.

19 شما همۀ شهرهای زیبا و مستحکم آن‌ها را تسخیر خواهید کرد، همۀ درختان میوۀ آن‌ها را خواهید بُرید و چشمه‌های آب آن‌ها را خشک خواهید کرد و همۀ کشتزارهای حاصل‌خیز آن‌ها را با سنگ پوشانده نابود خواهید کرد.»

20 صبح روز بعد، در هنگام قربانی عادی صبحگاهی، آب از طرف اَدوم جاری شد و زمین را پوشاند.

21 هنگامی‌که موآبیان شنیدند که پادشاهان به جنگ ایشان آمده‌اند، همۀ کسانی را ‌که می‌توانستند اسلحه به دست بگیرند، از پیر تا جوان، جمع کرده در مرز مستقر گشتند.

22 بامداد روز بعد هنگامی‌که آن‌ها برخاستند، آفتاب بر روی آب می‌درخشید و به‌ چشم موآبیان، آب مانند خون قرمز به‌نظر می‌آمد.

23 ایشان گفتند: «این خون است؛ به‌یقین پادشاهان با یکدیگر جنگیده‌ و یکدیگر را کشته‌اند. برویم و اردوی آن‌ها را تاراج کنیم.»

24 امّا هنگامی‌که به اردوگاه رسیدند، اسرائیلی‌ها به ایشان حمله کردند و آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی کردند. سپاه اسرائیل، موآبیان را دنبال کرده کشتند

25 و شهرهای ایشان را نابود ساختند. همچنین هنگام عبور از زمین‌های حاصل‌خیز، هر اسرائیلی سنگی بر آن‌ها پرتاب می‌کرد تا این‌که تمام آن زمین‌ها از سنگ پوشیده شد. آن‌ها چشمه‌ها را بستند و درختان میوه‌دار را بُریدند. فقط شهر قیرحارِس، پایتخت آن‌ها باقی مانده بود و فلاخن‌اندازان، آن‌ را محاصره کرده به آن حمله نمودند.

26 هنگامی‌که پادشاه موآب فهمید که شکست خواهد خورد، هفت‌صد مرد شمشیرزن را با خود برد و کوشید از خط دشمن بگذرد و نزد پادشاه سوریه برود، امّا نتوانست.

27 آنگاه او پسر نخست خود را که باید جانشین او می‌شد، گرفت و بر روی دیوار شهر قربانی کرد. اسرائیلی‌ها به وحشت افتادند و از شهر عقب‌نشینی کرده به سرزمین خود بازگشتند.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy