۲پادشاهان 25 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳1 نبوکدنصر پادشاه بابِل با تمامی لشکر خود در روز دهم از ماه دهم در سال نهم سلطنت صِدِقیا، به اورشلیم آمده آن را محاصره کرد و گرداگرد آن سنگر ساخت. 2 شهر تا سال یازدهم سلطنت صِدِقیا در محاصره بود. 3 در روز نهم از ماه چهارمِ آن سال، در شهر چنان قحطی سختی شد که مردم چیزی برای خوردن نداشتند. 4 ایشان شکافی در دیوارهای شهر بهوجود آوردند و با اینکه سربازان بابِلی شهر را محاصره کرده بودند، پادشاه یهودا با تمام سربازانش در شب گریخت. ایشان از راه باغ سلطنتی از مسیری که دو دیوار را به هم وصل میکرد، بهسوی دشت اُردن گریختند. 5 امّا ارتش بابِل پادشاه را دنبال نموده در نزدیکی دشت اریحا دستگیر کرد و تمام سپاهیانش پراکنده شدند. 6 آنها صِدِقیا را نزد پادشاه بابِل، به شهر ربله بردند و او را در آنجا محاکمه کردند. 7 ایشان پسران صِدِقیا را در جلوی چشمانش کُشتند و چشمهای او را از کاسه در آوردند و او را به زنجیر کشیده به بابِل بردند. ویرانی معبدِ بزرگ ( اِرمیا 52:12-33 ) 8 در روز هفتم از ماه پنجم در سال نوزدهم سلطنت نبوکدنصر پادشاه، نِبوزَرادان مشاور و فرماندۀ نظامی ارتش پادشاه وارد اورشلیم شد. 9 او معبدِ بزرگ را سوزاند و کاخ سلطنتی و همۀ خانههای بزرگ اورشلیم را نیز سوزاند. 10 سربازان او دیوارهای شهر را ویران کردند. 11 نِبوزَرادان، فرمانده ارتش، بقیّۀ مردمی را که در شهر بودند و کسانی را که به پادشاه بابِل پناهنده شده بودند، با خود به تبعید برد. 12 امّا او فقیرترین مردم را برای کارکردن در تاکستانها و کشتزارها باقی گذاشت. 13 بابِلیان ستونهای برنزی، پایهها و حوض برنزی را که در معبدِ بزرگ بودند، تکّهتکّه کرده با خود به بابِل بردند. 14 آنها همچنین بیلها، خاکاندازها، قربانگاهها، وسایل مربوط به چراغهای معبد بزرگ، کاسههایی که برای جمعآوری خون قربانیها استفاده میشد، کاسههایی که برای سوزاندن بُخور استفاده میشد و همۀ وسایل برنزی را که در معبدِ بزرگ استفاده میشد، با خود بردند. 15 بهعلاوه، آنها هرآنچه را که از طلا و نقره ساخته شده بود، ازجمله کاسههای کوچک و آتشدانهای کوچکی را که برای حمل زغال گداخته استفاده میکردند، با خود بردند. 16 وسایل برنزی که سلیمان پادشاه برای معبدِ بزرگ ساخته بود، یعنی دو ستون، میزهای چرخدار و حوض بزرگ، آنقدر سنگین بودند که قابل وزن کردن نبودند. 17 دو ستون همانند یکدیگر بودند و هرکدام تقریباً هشت متر و سرستونهای آنها یک متر و نیم بودند. دورتادور سرستونها انارهای برنزی بود که بهوسیلهٔ زنجیرهای بافتهشده به یکدیگر وصل بودند. قوم یهود به بابِل برده میشوند ( اِرمیا 52:24-27 ) 18 نِبوزَرادان فرماندۀ نظامی، سِرایا کاهن اعظم و صَفَنیا کاهن دوّم و سه نفر از محافظین معبدِ بزرگ را نیز دستگیر کرد. 19 او از افرادی که هنوز در شهر باقی مانده بودند، فرماندۀ نظامی را با پنج نفر از مشاورین پادشاه و معاون فرماندۀ نظامی که مسئول ثبت اسناد ارتش بود و شصت نفر از افراد مهم شهر را دستگیر کرد. 20 نِبوزَرادان ایشان را به شهر ربله نزد پادشاه بابِل برد. 21 در سرزمین حَمات، پادشاه دستور داد ایشان را بزنند و بکُشند. پس مردم یهودا را از سرزمین خود به تبعید بردند. جِدَلیا، فرماندار یهودا ( اِرمیا 40:7-9 ، 41:1-3 ) 22 پادشاه بابِل، جِدَلیا پسر اَخیقام نوۀ شافان را بر مردمی که در سرزمین یهودا باقی مانده بودند، بهعنوان فرماندار گماشت. 23 وقتیکه فرماندهان و سربازانی که تسلیم نشده بودند، این خبر را شنیدند، نزد جِدَلیا در مِصفَه آمدند. ایشان عبارت بودند از: اسماعیل پسر نِتَنیا، یوحانان پسر قاریح، سِرایا پسر تَنحومِتِ نِطوفاتی و یَاَزَنیا پسر مَعَکایی. 24 جِدَلیا برای ایشان سوگند یاد کرده گفت: «از مأموران بابِلی نترسید؛ در همین سرزمین ساکن شوید و از پادشاه بابِل اطاعت کنید که برای شما نیکو خواهد بود.» 25 امّا در ماه هفتم آن سال، اسماعیل پسر نِتَنیا نوۀ اِلیشَمَع که عضو خاندان سلطنتی بود، با ده نفر از همراهان خود به مِصفَه رفت و به جِدَلیا حمله کرد و او را با یهودیان و کلدانیانی که با او بودند، به قتل رساند. 26 آنگاه همۀ مردم از فقیر تا غنی و افسران ارتش از ترس برخاستند و به مصر مهاجرت کردند. آزادی یِهویاکین ( اِرمیا 52:31-34 ) 27 در سال سی و هفتم تبعید یِهویاکین پادشاه یهودا، در روز بیست و هفتم ماه دوازدهم، اویل مَرُدَک پادشاه بابِل شد. او یِهویاکین را از زندان آزاد نمود. 28 او با وی بامهربانی رفتار کرد و به او مقامی بالاتر از همۀ کسانی که در دربارش بودند، داد. 29 پس یِهویاکین لباس زندان را از تن بیرون آورد و در باقی روزهای زندگیاش بر سر سفرۀ پادشاه غذا میخورد 30 و هزینۀ زندگی روزانۀ او توسط پادشاه تا زمانیکه زنده بود، پرداخت میشد. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies