Online Bible

- Reklamy -

۲پادشاهان 10 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


کشتار پسران اَخاب

1 هفتاد پسر از خاندان اَخاب در سامره بودند. پس یِیهو نامه‌هایی برای مقامات، بزرگان و سرپرستانِ پسران خاندان اَخاب در سامره فرستاده گفت:

2 «شما سرپرستانِ بازماندگان پادشاه هستید و ارّابه‌ها، اسب‌ها، اسلحه و شهرهای مستحکم در اختیار دارید؛ پس به‌محض دریافتِ این نامه،

3 باید شایسته‌ترین پسرِ سرور خود را برگزینید تا جانشین پدرش شود و برای خاندان سرورتان بجنگید.»

4 امّا ایشان ترسیدند و با خود گفتند: «دو پادشاه نتوانستند در برابر یِیهو بایستند؛ ما چگونه می‌توانیم؟»

5 آنگاه مسئول کاخ و فرماندار شهر با بزرگان و سرپرستان پیامی برای یِیهو فرستاده گفتند: «ما بندگان تو هستیم و هرآنچه تو بگویی انجام خواهیم داد. هرچه که فکر می‌کنی درست است، انجام بده؛ ولی ما کسی را پادشاه نخواهیم کرد.»

6 آنگاه یِیهو دوّمین نامه را چنین نوشت: «اگر شما طرفدار من و آمادۀ پیروی از من هستید، سر پسران خاندان سرورتان، اَخاب را تا فردا همین ساعت، با خود به یِزرِعیل نزد من بیاورید.» در آن زمان هفتاد تن از شاهزادگان زیر نظر رهبران شهر پرورش می‌یافتند.

7 هنگامی‌که نامه به آن‌ها رسید، ایشان آن هفتاد تن شاهزاده را کشتند و سرهایشان را در سبدها گذاشته به یِزرِعیل نزد یِیهو فرستادند.

8 هنگامی‌که قاصد به یِیهو گفت: «آن‌ها سرهای پسران پادشاه را آورده‌اند.» او گفت: «آن‌ها را در دو توده تا صبح در کنار دروازۀ شهر بگذارید.»

9 او بامدادان بیرون رفته ایستاد و به همۀ مردم گفت: «شما بی‌گناه هستید. این من بودم که علیه سرورم توطئه کردم و او را کشتم، امّا چه کسی آن شاهزادگان را کشته است؟

10 این ثابت می‌کند که هرچه خداوند در مورد بازماندگان اَخاب فرموده، به حقیقت پیوسته است. خداوند هرچه را که توسط ایلیای نبی گفته بود، انجام داده است.»

11 آنگاه یِیهو بقیّۀ خاندان اَخاب در یِزرِعیل و همۀ بزرگان، دوستان و کاهنان او را کُشت تا دیگر کسی از آن‌ها باقی نماند.


کشته شدن خویشاوندان اَخَزیا

12 یِیهو سپس رهسپار سامره شد. در بین راه در جایی به نام «اردوی شبانان»

13 به خویشاوندان اَخَزیا پادشاه یهودا برخورد. از ایشان پرسید: «شما کیستید؟» ایشان پاسخ دادند: «ما از خویشاوندان اَخَزیا هستیم و به دیدار شاهزاده‌ها و ملکه ایزابل می‌رویم.»

14 یِیهو به مردان خود دستور داد: «آن‌ها را زنده دستگیر کنید.» پس آن‌ها را که چهل‌و‌دو نفر بودند، دستگیر کردند و در کنار چاهِ بِیت‌عِقِد در آنجا کُشتند و هیچ‌کدام از ایشان زنده نماند.


کشته شدن بازماندگان اَخاب

15 هنگامی‌که یِیهو آنجا را ترک کرد، یهوناداب پسر رکاب را دید که به استقبالش می‌آمد. یِیهو به او سلام کرده گفت: «من و تو هم‌فکر هستیم. آیا از من حمایت خواهی کرد؟» یهوناداب پاسخ داد: «بلی، حمایت خواهم کرد.» یِیهو گفت: «اگر چنین است، دست خود را به من بده.» او دست خود را دراز کرد و یِیهو دست او را گرفته بالا کشید و بر ارّابه سوار کرد.

16 یِیهو گفت: «با من بیا و غیرتی را که برای خداوند دارم ببین.» آن‌ها با یکدیگر به‌سوی سامره راندند.

17 هنگامی‌که به آنجا رسیدند، یِیهو مطابق کلامی که خداوند به ایلیا گفته بود، تمام بازماندگان اَخاب را که در سامره بودند، کشت و هیچ‌یک از ایشان را زنده نگذاشت.


کشته شدن پرستندگان بُت بَعَل

18 یِیهو تمام مردم سامره را گرد آورد و به آن‌ها گفت: «اَخاب، بَعَل‌ را اندکی خدمت کرد ولی یِیهو او را خیلی بیشتر خدمت خواهد نمود.

19 پس اکنون همۀ انبیای بَعَل‌ و تمام کسانی‌ که او را پرستش می‌کنند و همۀ کاهنان او را گرد هم بیاورید، زیرا من قصد دارم قربانی بزرگی برای بَعَل انجام دهم. هر‌کس که غایب باشد، زنده نخواهد ماند.» امّا یِیهو حیله‌گری می‌کرد تا به‌این‌وسیله پرستندگان بَعَل را نابود کند.

20 آنگاه یِیهو فرمان داد تا روزی را برای پرستش بَعَل‌ اعلام کنند و چنین کردند.

21 یِیهو به سراسر اسرائیل پیام فرستاد و تمام کسانی‌ که بَعَل‌ را پرستش می‌کردند، آمدند و کسی نبود که نیامده باشد. ایشان وارد پرستشگاه بَعَل شدند و سرتاسر آن‌ را پُر کردند.

22 او به کسی‌ که مسئول لباس‌ها بود، گفت: «لباس‌ها را برای پرستش بَعَل‌ بیرون بیاور و به همۀ پرستندگان بَعَل بده.» او برای ایشان لباس‌ها را بیرون آورد.

23 آنگاه یِیهو و یهوناداب پسر رکاب داخل پرستشگاه بَعَل‌ شدند و یِیهو به پرستندگان بَعَل گفت: «مطمئن شوید که فقط پرستندگان بَعَل حاضر باشند و کسی از پرستندگان خداوند داخل نشده باشد.»

24 آنگاه ایشان داخل پرستشگاه شدند تا قربانی‌ها و قربانی‌های سوختنی تقدیم کنند. یِیهو هشتاد نفر در خارج پرستشگاه گماشته بود و به ایشان دستور داد: «همه را بکُشید. اگر بگذارید کسی فرار کند، شما به‌جای او کشته خواهید شد.»

25 پس از تقدیم قربانی‌های سوختنی، بی‌درنگ یِیهو به محافظین و سرکردگان خود گفت: «داخل شوید و همه را بکُشید. اجازه ندهید کسی فرار کند.» آنگاه آن‌ها را از لبۀ تیغ گذراندند و اجسادشان را بیرون انداختند و به قسمت اندرونی پرستشگاه بَعَل رفتند

26 و ستون بَعَل‌ را بیرون آوردند و سوزاندند.

27 پس ایشان ستون و پرستشگاه بَعَل‌ را ویران کردند و آنجا را به مستراح تبدیل نمودند که تا به امروز باقی است.

28 یِیهو به این‌گونه اسرائیل را از وجود بَعَل‌ پاکسازی کرد.

29 با‌این‌حال، یِیهو از گناهان یِرُبعام پسر نِباط که اسرائیل را به گناه کشید، روی برنگرداند، یعنی از پرستش گوساله‌های طلایی در ‌بِیت‌ئیل‌ و دان.

30 خداوند به یِیهو گفت: «چون تو کارهایی را که در نظر من نیکو هستند، به‌خوبی انجام داده‌ای و آنچه که خواست من بود با خاندان اَخاب نمودی، فرزندان تو تا چهار نسل بر تخت اسرائیل خواهند نشست.»

31 امّا یِیهو با تمام دلش از شریعت یَهْوه، خدای اسرائیل پیروی نکرد و از گناهان یِرُبعام که اسرائیل را به گناه کشانده بود، دوری ننمود.


مرگ یِیهو

32 در آن زمان خداوند خواست تا از وسعت سرزمین اسرائیل بکاهد. حَزائیل پادشاه سوریه بر تمام سرزمین اسرائیل پیروز شد.

33 از رود اُردن به‌طرف شرق تمام سرزمین جِلعاد، جاد، رِئوبین و مَنَسی از عروعیر که در نزدیکی وادی اَرنون تا جِلعاد و باشان را تصرّف کرد.

34 بقیّۀ کارهای یِیهو و هرچه انجام داد و تمام قدرت او در کتاب تاریخ پادشاهان اسرائیل نوشته شده است.

35 یِیهو درگذشت و به اجدادش پیوست و او را در سامره به خاک سپردند. پسرش، یهوآحاز جانشین او شد.

36 یِیهو مدّت بیست و هشت سال در سامره بر اسرائیل پادشاهی کرد.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy