Online Bible

- Reklamy -

۲تواریخ 25 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


پادشاهی اَمَصیا
( دوّم پادشاهان 14‏:2‏-6 )

1 اَمَصیا در سن بیست و پنج‌سالگی به سلطنت رسید و مدّت بیست و نه سال در اورشلیم پادشاهی کرد. مادرش یهوعدان از اهالی اورشلیم بود.

2 او آنچه را از‌ نظر خداوند درست بود، انجام داد امّا نه از صمیم قلب.

3 همین‌که حکومت او استوار گشت، بدون درنگ خدمت‌گذارانی که پدرش را کشته بودند، اعدام کرد.

4 امّا او فرزندان ایشان را نکُشت، بلکه از قوانینی که خداوند به موسی داده بود، پیروی کرد که می‌گوید: «والدین نباید به‌خاطر جنایت فرزندان خود کشته شوند و همچنین فرزندان نباید به‌خاطر جنایت والدین خود کشته شوند، بلکه هرکسی باید برای جنایتی که خود مرتکب شده است، کشته شود.»


جنگ علیه اَدومیان
( دوّم پادشاهان 14‏:7 )

5 اَمَصیای پادشاه تمام مردان طایفه‌های یهودا و بنیامین را سازماندهی کرد و آن‌ها را بر گردان‌های ارتش گماشت و بر‌ طبق طایفه‌ها، فرماندهانی برای گروه‌های صد نفری و هزار نفری برگزید، که شامل مردان بیست سال به بالا بود و تعدادشان سی‌صد هزار نفر می‌رسید. ایشان مردانی مبارز و آماده نبرد بودند و در استفاده از نیزه و سپر مهارت داشتند.

6 علاوه براین، او صد هزار مزدور از اسرائیل به بهایی معادل سه هزار و چهارصد کیلوگرم نقره اجیر کرد.

7 امّا نبی‌ای نزد پادشاه رفت و به او گفت: «این مزدوران اسرائیلی را همراه خود مبر، زیرا خداوند با اسرائیل، یعنی با هیچ‌یک از مردم بنی‌افرایم نیست.

8 ممکن است فکر کنی که آن‌ها تو را در این نبرد نیرومندتر خواهند کرد، امّا این خدا است که قدرت دارد به انسان پیروزی یا شکست بدهد، و او دشمنان تو را بر تو غالب خواهد کرد.»

9 اَمَصیا از آن نبی پرسید: «پس در مورد آن نقره‌ای که در ازای ایشان پرداخته‌ام، چه کنم؟» نبی پاسخ داد: «خداوند می‌تواند بیشتر از آن به تو بدهد.»

10 پس اَمَصیا مزدوران اسرائیلی را روانه خانه‌های خود کرد. این کار باعث شد که خشم آن‌ها نسبت به یهودا برانگیخته شود و ایشان با‌خشم بسیار به خانه‌های خود بازگشتند.

11 اَمَصیا با شجاعت سپاه خود را به درّۀ نمک رهبری کرد و آن‌ها در آنجا ده‌هزار سرباز اَدومی را کشتند،

12 و ده‌هزار نفر را هم اسیر کردند و آن‌ها را به بالای پرتگاهی در شهر سِلاع بردند و از آنجا به پایین افکندند و ایشان بر روی صخره‌های پایین جان سپردند.

13 در این ضمن مزدوران اسرائیلی که اَمَصیا به ایشان اجازه نداده بود همراه او به جنگ بروند، به شهرهای یهودا، از سامره تا بِیت‌حورون، حمله کردند و سه هزار نفر را کشتند و مقدار زیادی اموال به تاراج بردند.

14 هنگامی‌که اَمَصیا پس از شکست دادن اَدومی‌ها بازگشت، بُت‌های ایشان را با خود آورد و آن‌ها را برپا کرده ستایش نمود و برای آن‌ها قربانی‌های سوزاندنی تقدیم کرد.

15 بنابراین خداوند بر اَمَصیا خشمگین شد و نبی‌ای را نزد او فرستاد. نبی از اَمَصیا پرسید: «چرا خدایان بیگانگانی را که حتّی نتوانستند مردم خود را از دست تو رهایی دهند، پرستش کردی؟»

16 در‌حالی‌که نبی سخن می‌گفت، پادشاه به او گفت: «آیا ما تو را مشاور سلطنتی کرده‌ایم؟ ساکت باش. آیا می‌خواهی کشته شوی؟» پس نبی ساکت شد، امّا گفت: «من می‌دانم که خداوند قصد دارد تو را نابود کند، زیرا تو چنین کرده‌ای و به پند من گوش نداد‌ه‌ای.»


جنگ با اسرائیل
( دوّم پادشاهان 14‏:8‏-20 )

17 اَمَصیا پادشاه یهودا و مشاوران او علیه اسرائیل نقشه کشیدند. او برای یهوآش، پادشاه اسرائیل پسر یهوآحاز، نوه یِیهو، پیام فرستاد و او را به نبرد خواند.

18 یهوآش پادشاه اسرائیل به اَمَصیا، پادشاه یهودا چنین پاسخ داد: «روزی بوته خاری در لبنان برای درخت سدر چنین پیام فرستاد: دختر خود را به همسری پسر من درآور. ولی حیوانی وحشی که از آنجا می‌گذشت، بوتۀ خار را لگد‌مال کرد.

19 تو به‌خاطر این‌که اَدوم را شکست دادی، مغرور شده‌ای و افتخار می‌کنی. اکنون در خانه‌ات بمان. چرا می‌خواهی بر سر خود و مردم یهودا بلا بیاوری؟»

20 امّا اَمَصیا گوش فرانداد. این ارادۀ خدا بود تا او شکست بخورد، چون او بُت‌های اَدومی‌ها را پرستش کرده بود.

21 پس یهوآش، پادشاه اسرائیل به جنگ اَمَصیا، پادشاه یهودا رفت. ایشان در بِیت‌شمِش، در سرزمین یهودا با هم روبه‌رو شدند.

22 سپاه یهودا شکست خورد و سربازانش به خانه‌های خود گریختند.

23 یوآش، پادشاه اسرائیل، اَمَصیا پادشاه یهودا را در بِیت‌شمِش دستگیر کرد و او را به اورشلیم برد. او دیوار شهر اورشلیم را از دروازۀ اِفرایِم تا دروازۀ زاویه، به طول صد و هشتاد متر، ویران کرد.

24 او تمام طلا و نقره و لوازم معبدِ بزرگ را که عوُبیدْاَدوم از آن‌ها نگهداری می‌کرد و همچنین موجودی خزانۀ کاخ پادشاه را همراه با عدّه‌ای گروگان با خود به سامره برد.

25 اَمَصیا، پسر یهوآش پادشاه یهودا، بعد از وفات یهوآش، پسر یهوآحاز پادشاه اسرائیل، پانزده سال دیگر زندگی کرد.

26 بقیّۀ وقایع دوران سلطنت اَمَصیا، از آغاز تا پایان، در کتاب تاریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل نوشته شده‌اند.

27 زمانی‌‌که اَمَصیا از پیروی خداوند دست کشید، مردم با او به مخالف برخاسته سرانجام به ضد او توطئه چیدند و او به شهر لاکیش گریخت، امّا آن‌ها به‌دنبال او به لاکیش رفتند و او را در آنجا کشتند.

28 جسد او را با اسبی به اورشلیم آوردند و در شهر داوود در آرامگاه سلطنتی به خاک سپردند.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Následuj nás:



Reklamy