۲تواریخ 10 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳شورش طایفههای شمالی ( اوّل پادشاهان 12:1-20 ) 1 رِحُبعام به شِکیم رفت، زیرا تمام قوم اسرائیل در آنجا جمع شده بودند تا او را پادشاه سازند. 2 وقتی یِرُبعام، پسر نِباط که از دست سلیمان به مصر گریخته بود، این خبر را شنید از مصر بازگشت. 3 مردم طایفههای شمالی بهدنبال او فرستادند و همگی با هم به دیدن رِحُبعام رفتند و به او گفتند: 4 «پدرت یوغ سنگینی بر ما نهاد. اگر تو این یوغ را سبکتر کنی، همهٔ ما تو را خدمت خواهیم کرد.» 5 رِحُبعام در جواب گفت: «سه روز دیگر نزد من بیایید.» پس مردم رفتند. 6 رِحُبعام پادشاه با ریشسفیدانی که مشاور پدرش سلیمان بودند، مشورت کرد و پرسید: «به نظر شما به این مردم چه پاسخی بدهم؟» 7 ایشان به او پاسخ دادند: «اگر تو با این مردم مهربان باشی و ایشان را راضی کنی و با ایشان خوب سخن بگویی، آنگاه ایشان تا ابد خدمتگزار تو خواهند بود.» 8 امّا او پیشنهادی را که ریشسفیدان به او داده بودند، رد کرد و با جوانانی که با او بزرگ شده بودند و اکنون او را خدمت میکردند، مشورت کرد 9 و از آنها پرسید: «شما چه پیشنهاد میکنید؟ من چه پاسخی به این مردم بدهم که به من میگویند، 'یوغی را که پدرت بر ما نهاده سبک کن'؟» 10 جوانانی که با او بزرگ شده بودند، جواب دادند: «به آنهایی که به تو گفتند بار سنگین پدرت را بر دوش آنها سبک سازی، چنین پاسخ بده، 'انگشت کوچک من ضخیمتر از کمر پدرم است 11 و من یوغ سنگینی را که پدرم بر دوش شما گذاشت، سنگینتر میکنم. پدرم شما را با شلّاق تنبیه کرد و من شما را با شلّاقی بُرّنده تنبیه میکنم'.» 12 بعد از سه روز، یِرُبعام و همۀ مردم همانطور که پادشاه گفته بود، نزد وی رفتند. 13 پادشاه مشورت ریشسفیدان را نادیده گرفت و با خشونت به ایشان پاسخ داد. 14 او بر طبق مشورت جوانان به ایشان گفت: «پدرم یوغ شما را سنگین کرد، امّا من بر آن میافزایم. پدرم شما را با شلّاق تنبیه میکرد، امّا من شما را با شلّاق برنده تنبیه خواهم کرد.» 15 پس پادشاه به مردم گوش نداد. این امر به ارادۀ خدا روی داد تا کلامی که خداوند به اَخیّای شیلونی دربارۀ یِرُبعام، پسر نِباط فرموده بود، به حقیقت بپیوندد. 16 هنگامیکه همۀ مردم اسرائیل دیدند که پادشاه به ایشان گوش فرانمیدهد، به پادشاه چنین گفتند: «ما چه سهمی از داوود داریم، و چه میراثی از پسر یَسّی؟ پس ای مردم اسرائیل به خانههای خود بازگردید؛ اکنون، ای داوود، تو از خانۀ خودت نگهداری کن.» بنابراین همۀ مردم، به خانههای خود رفتند. 17 رِحُبعام فقط بر اسرائیلیانی که در شهرهای یهودا بودند حکومت میکرد. 18 چندی بعد رِحُبعام پادشاه، هَدورام را که سرپرست کارگران اجباری بود نزد اسرائیلیان فرستاد، امّا مردم اسرائیل او را سنگسار کرده کشتند و رِحُبعام با شتاب بر ارّابۀ خود سوار شد و به اورشلیم گریخت. 19 بهاینجهت، مردم پادشاهی شمالی اسرائیل تا به امروز علیه خاندان داوود شوریدهاند. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies