۱پادشاهان 21 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳تاکستان نابوت 1 در نزدیکی کاخ اَخاب پادشاه در یِزرِعیل، تاکستانی بود که به نابوت از اهالی یِزرِعیل تعلّق داشت. 2 روزی اَخاب به نابوت گفت: «تاکستان خود را به من بفروش تا در آن سبزیکاری کنم، زیرا آن نزدیک خانۀ من است و در عوض آن، تاکستان بهتری به تو خواهم داد یا اگر بخواهی بهای عادلانۀ آن را پرداخت میکنم.» 3 ولی نابوت به اَخاب پاسخ داد: «حاشا، خداوند نکند که من ارث نیاکانم را به تو بدهم.» 4 اَخاب از جوابی که نابوت به او داد، اندوهگین و عصبانی به کاخ خود رفت و در بستر خود رو به دیوار دراز کشید و خوراک نخورد. 5 همسرش ایزابل نزد او رفت و گفت: «چرا اینقدر ناراحت هستی و خوراک نمیخوری؟» 6 اَخاب به او گفت: «بهخاطر جوابی که نابوت به من داد. من به او پیشنهاد کردم که تاکستانش را بخرم یا اگر ترجیح میدهد تاکستان دیگری به او بدهم، ولی او گفت که تاکستانش را به من نمیدهد.» 7 ایزابل به همسرش پاسخ داد: «مگر تو پادشاه اسرائیل نیستی؟ برخیز و غذا بخور و خوشحال باش. من خودم تاکستان نابوت یزرعیلی را به تو خواهم داد.» 8 پس ایزابل نامهای از طرف اَخاب نوشته مُهر او را بر آن نهاد و برای بزرگان و درباریان شهری که نابوت در آن زندگی میکرد، فرستاد. 9 ایزابل در آن نامه چنین نوشت: «اعلام یک روز روزه نمایید، تمام مردم را جمع کنید و نابوت را در بالای مجلس بنشانید. 10 دو نفر از ولگردها را وادار کنید تا او را متّهم کنند و بگویند که او به خدا و پادشاه کُفر گفته است. آنگاه او را به خارج از شهر ببرید و سنگسار کنید تا بمیرد.» 11 مسئولان و بزرگان شهر طبق دستور ایزابل عمل کردند. 12 آنها اعلام کردند که همۀ مردم روزه بگیرند و یکجا جمع شوند. سپس نابوت را در بالای مجلس نشاندند. 13 آنگاه دو نفر ولگرد آمدند و در برابر او نشستند و او را در برابر مردم متّهم کرده گفتند: «نابوت به خدا و پادشاه کُفر گفته است.» پس او را به خارج از شهر برده سنگسارش کردند تا جان داد. 14 آنگاه برای ایزابل پیام فرستادند و گفتند: «نابوت سنگسار شده و مُرده است.» 15 چون ایزابل این خبر را شنید، به اَخاب گفت: «برخیز و تاکستان نابوت را که او نخواست به تو بفروشد، تصرّف کن، چون او مُرده است.» 16 اَخاب بیدرنگ روانۀ تاکستان شد تا آن را تصرّف کند. 17 آنگاه کلام خداوند بر ایلیای تِشبی آمده گفت: 18 «برخیز و به دیدن اَخاب پادشاه اسرائیل که در سامره است برو. تو او را در تاکستان نابوت خواهی یافت؛ او به آنجا رفته تا آن را به تصرّف خود درآورد. 19 به او بگو خداوند چنین میگوید، 'بعد از کشتن شخص، تو مال او را هم غصب میکنی؟!' و به او بگو خداوند چنین میگوید، 'در جایی که سگها خون نابوت را لیسیدند، خون تو را نیز خواهند لیسید.'» 20 اَخاب به ایلیا گفت: «ای دشمن من، آیا مرا یافتی؟» او پاسخ داد: «بلی، زیرا تو خود را فروختهای تا آنچه را در چشم خداوند پلید است بهجا آوری. 21 پس خداوند به تو چنین میگوید، 'من تو را به بلا دچار خواهم کرد و تو را نابود نموده و تمام مردان خاندان تو را در اسرائیل چه آزاد و چه بنده هلاک خواهم کرد. 22 خاندان تو را مانند خاندان یِرُبعام پسر نِباط و مانند بَعشا پسر اَخیّا خواهم ساخت، زیرا تو خشم مرا برافروختهای و اسرائیل را به گناه کشاندهای.' 23 خداوند دربارۀ ایزابل گفت، 'سگها جسد ایزابل را در درون شهر یِزرِعیل خواهند خورد. 24 هرکس از خاندان اَخاب در شهر بمیرد، سگها او را خواهند خورد و اگر در بیابان بمیرد، طعمۀ لاشخوران خواهد شد.'» 25 (درواقع هیچ کسی نبود که مانند اَخاب خود را فروخته باشد تا آنچه که را در چشم خداوند پلید بود بهجا آورد؛ و زن او ایزابل بود که او را برمیانگیخت. 26 او با پرستش بُتها به شیوۀ اَموریان که خداوند از برابر قوم اسرائیل بیرون رانده بود، به شرمآورترین گناهان دست زد.) 27 هنگامیکه اَخاب این سخنان را شنید، جامۀ خود را درید و پلاس بر تن کرده روزه گرفت و بر پلاس میخوابید و اندوهگین و افسرده راه میرفت. 28 کلام خداوند بر ایلیای تشبی فرود آمده گفت: 29 «آیا دیدهای که اَخاب چگونه خود را در برابر من فروتن ساخته است؟ چون او خود را در برابر من فروتن کرده است، مادامی که زنده است این بلا را به سرش نمیآورم، امّا در زمان پسرش بر خاندان او بلا خواهم فرستاد.» |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies