۱پادشاهان 11 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳روی برگرداندن سلیمان از خداوند 1 سلیمان علاوهبر دختر فرعون، زنان بیگانۀ فراوانی را دوست میداشت. او با زنانی از موآبیان، عَمونیان، اَدومیان، صیدونیان و حِتّیان ازدواج کرد، 2 یعنی از همان ملّتهایی که خداوند به قوم اسرائیل گفته بود: «شما نباید با آنها ازدواج کنید و آنها نیز نباید با شما ازدواج کنند، مبادا زنهایی که با آنها ازدواج میکنید دلهای شما را به پرستش خدایان خود مایل گردانند.» امّا سلیمان دل به عشق آنها داد. 3 او هفتصد همسر که همه از شاهزادگان بودند و سیصد صیغه برای خود گرفت و همسرانش دل او را از خداوند بازگرداندند. 4 هنگامیکه سلیمان پیر شد، ایشان او را بهسوی ستایش خدایان بیگانه کشاندند. او به یَهْوه، خدای خود مانند پدرش داوود وفادار نبود. 5 سلیمان عَشتاروت، خدای صیدونیان، و مِلکُوم، خدای کَریه عَمونیان را ستایش میکرد. 6 پس سلیمان آنچه را که در نظر خداوند پلید بود، انجام داد و مانند پدرش داوود، کاملاً خداوند را پیروی نکرد. 7 بر کوهی در شرق اورشلیم مکانی برای پرستش کِموش، خدای کَریه موآب، و مکانی برای پرستش مولِک، خدای کَریه عَمونیان، ساخت. 8 او همچنین برای همسران بیگانه خود پرستشگاههایی ساخت که ایشان در آنها برای خدایان خود بُخور میسوزاندند و قربانی تقدیم میکردند. 9 آنگاه خداوند از سلیمان خشمگین شد، زیرا دل او از یَهْوه، خدای اسرائیل، خدایی که دو بار بر او ظاهر گشته بود، منحرف شد. 10 خداوند به او در این موارد فرمان داده بود که نباید بهدنبال خدایان دیگر باشد، امّا او فرمان خداوند را بهجا نیاورد. 11 پس خداوند به سلیمان گفت: «چون چنین کردی و پیمان و فرمانهای مرا که به تو داده بودم، نگاه نداشتی، سلطنت را از تو خواهم گرفت و به یکی از خدمتگزارانت خواهم داد. 12 ولی بهخاطر پدرت داوود این کار را در زمان حیات تو نخواهم کرد، بلکه در زمان سلطنت پسرت این کار را انجام خواهم داد. 13 امّا من همۀ سلطنت را از تو نخواهم گرفت، بلکه بهخاطر بندهام داوود و شهر برگزیدهام اورشلیم یک طایفه را به پسر تو خواهم داد.» دشمنان سلیمان 14 خداوند هَدَد اَدومی را که از شاهزادگان اَدوم بود، به دشمنی علیه سلیمان برانگیخت. 15 هنگامیکه داوود در اَدوم بود، یوآب فرماندۀ ارتش، برای به خاک سپردن کشتهشدگان به اَدوم رفت و همۀ مردان اَدوم را کشت. 16 یوآب و همۀ اسرائیل به مدّت شش ماه در آنجا ماندند تا اینکه همۀ مردان اَدومی را کشتند. 17 امّا هَدَد و گروهی از خدمتکاران پدرش به مصر گریختند. در آن زمان هَدَد، کودکی خردسال بود. 18 آنها از مِدیان به فاران رفتند، و در آنجا گروهی از مردان به آنها پیوستند. آنگاه به مصر سفر کردند و نزد فرعون پادشاه مصر رفتند. پادشاه به هَدَد، خانه، زمین و مستمری غذا داد. 19 هَدَد دوستی فرعون را جلب کرد و فرعون خواهر زن خود، خواهر تَحفِنیس ملکه را به همسری هَدَد درآورد. 20 خواهر تَحفِنیس پسری به نام جِنوبَت برای او به دنیا آورد. آن طفل توسط تَحفِنیس در قصر فرعون از شیر گرفته شد و در آنجا با پسران فرعون بزرگ شد. 21 هنگامیکه خبر درگذشت داوود و خبر مرگ یوآب، فرماندهٔ سپاه، در مصر به هَدَد رسید، به فرعون گفت: «اجازه بدهید تا به سرزمین خود بازگردم.» 22 فرعون از او پرسید: «مگر در نزد من چه کمبودی داری که حالا میخواهی به سرزمین خود بازگردی؟» او پاسخ داد: «نه، امّا فقط اجازه بدهید بروم.» 23 خداوند همچنین رِزُون پسر اِلیاداع را به دشمنی علیه سلیمان برانگیخت. او از نزد سرور خویش هَدَدعِزِر، پادشاه صوبَه، گریخته بود. 24 او پیروانی گرد آورد و رهبر گروهی چپاولگر شد. بعد از کشتار توسط داوود، ایشان به دمشق رفتند و در آنجا ساکن شدند و پیروانش او را پادشاه کردند. 25 او در طول حیات سلیمان دشمن اسرائیل بود و مانند هَدَد باعث آزار بود. از اسرائیل نفرت داشت و بر سوریه حکومت میکرد. وعدۀ خدا به یِرُبَعام 26 یکی از درباریان سلیمان به نام یِرُبعام پسر نِباط اِفرایِمی از اهالی صِرِدَه، که نام مادر بیوهاش صروعه بود، همچنین دست خود را علیه پادشاه بلند کرد. 27 این است شرح شورش یِرُبعام علیه سلیمان پادشاه. سلیمان زمینهای شرق اورشلیم را پُر و دیوارهای شهر را تعمیر میکرد. 28 یِرُبعام مرد جوان توانایی بود و هنگامیکه سلیمان دید، با چه سختی کار میکند، او را مسئول همۀ کارگران اجباری منطقۀ طایفههای مَنَسی و اِفرایِم کرد. 29 در هنگامیکه یِرُبعام از اورشلیم خارج میشد، اَخیّا، نبیای از شیلوه، در راه با او روبهرو شد. اَخیّا جامۀ تازهای به تن داشت و ایشان هر دو در صحرا تنها بودند. 30 اَخیّا ردای خود را به دوازده قسمت پاره کرد 31 و به یِرُبعام گفت: «ده تکّه را برای خود بگیر، زیرا یَهْوه، خدای اسرائیل به تو میفرماید، 'من پادشاهی را از سلیمان خواهم گرفت و ده طایفه به تو خواهم داد. 32 امّا بهخاطر داوود خدمتگزارم و اورشلیم شهر برگزیدۀ من سلیمان یک طایفه را نگاه خواهد داشت. 33 من چنین خواهم کرد زیرا او مرا ترک کرده است و عَشتاورت الهۀ صیدونیان، کِموش خدای موآب و مِلکُوم خدای عَمونیان را پرستش کرد و در راههای من گام برنداشته و آنچه را از دیدگاه من نیکو است، بهجا نیاورده و احکام و دستورات مرا مانند پدرش داوود پیروی نکرده است. 34 با اینحال، من همۀ سرزمین را از دست او خارج نخواهم کرد، بلکه بهخاطر داوود خدمتگزار برگزیدۀ من که فرمانها و احکام مرا بهجا آورد، او را در طول حیاتش فرمانروا خواهم ساخت. 35 امّا من پادشاهی را از پسر سلیمان خواهم گرفت و به تو ده طایفه خواهم داد. 36 ولی به پسر سلیمان یک طایفه خواهم داد تا همیشه یکی از فرزندان خدمتگزارم داوود در اورشلیم، شهر برگزیدهام که نام خود را بر آن گذاشتهام، حکومت کنند. 37 پس یِرُبعام، من تو را پادشاه اسرائیل خواهم کرد و تو بر تمام سرزمینهایی که میخواهی حکومت خواهی کرد. 38 اگر تو مانند بندۀ من داوود از همۀ احکام من پیروی کنی و در راه من گام برداری و هرآنچه را که در نظر من راست است، بهجا آوری و همۀ احکام و فرمانهای مرا انجام دهی، من همواره با تو خواهم بود و سلطنت را برای نسل تو پاینده خواهم کرد، همانطور که برای داوود کردم، و من اسرائیل را به تو خواهم داد. 39 بهخاطر گناه سلیمان، من نسل داوود را مجازات خواهم کرد، امّا نه برای همیشه.'» 40 سلیمان تلاش کرد تا یِرُبعام را بکُشد، امّا او نزد شیشَقِ فرعون مصر گریخت و تا هنگام مرگ سلیمان در آنجا ماند. مرگ سلیمان ( دوّم تواریخ 9:29-31 ) 41 امّا بقیّۀ کارهای سلیمان و کارهایی که انجام داد و حکمت او، آیا همهٔ آنها در کتاب کارهای سلیمان نوشته نشدهاند؟ 42 سلیمان مدّت چهل سال در اورشلیم حکومت کرد. 43 هنگامیکه سلیمان درگذشت او را در شهر پدرش داوود به خاک سپردند و فرزندش رِحُبعام جانشین او شد. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies