غزل غزلها 3:4 - مژده برای عصر جدید4 هنوز از آنها چندان دور نشده بودم که محبوبِ جانم را دیدم. او را محکم گرفتم و نگذاشتم که برود. سپس او را به خانهٔ مادرم آوردم، در همان اتاقی که به دنیا آمده بودم. Ver Capítuloهزارۀ نو4 هنوز از ایشان چندان نگذشته بودم که محبوب جان خویش را یافتم! او را محکم گرفتم و رها نکردم، تا اینکه به خانۀ مادرم درآوردم، به حجرۀ او که به من آبستن شد. Ver CapítuloPersian Old Version4 از ایشان چندان پیش نرفته بودم که او را که جانم دوست میدارد یافتم. و او را گرفته، رها نکردم تابه خانه مادر خود و به حجره والده خویش درآوردم. Ver Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر4 هنوز از ایشان چندان دور نشده بودم که محبوبم را یافتم. او را گرفتم و رها نکردم تا به خانهٔ مادرم آوردم. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳4 هنوز از آنها چندان دور نشده بودم که محبوبِ جانم را دیدم. او را محکم گرفته رها نکردم تا آنکه او را به خانهٔ مادرم بردم، به درون همان اتاقی که در آن به من آبستن شد. Ver Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده4 از ایشان چندان پیش نرفته بودم که او را که جانم دوست میدارد، یافتم. و او را گرفته، رها نکردم تا به خانه مادر خود و به حجره او که به من آبستن شد، درآوردم. Ver Capítulo |