لوقا 18:3 - مژده برای عصر جدید3 در همان شهر بیوهزنی زندگی میکرد كه نزد او میآمد و از دست دشمن خود شكایت میکرد. Ver Capítuloهزارۀ نو3 در همان شهر بیوهزنی بود که پیوسته نزدش میآمد و از او میخواست دادش از دشمن بستاند. Ver CapítuloPersian Old Version3 ودر همان شهر بیوهزنی بود که پیش وی آمده میگفت، داد مرا از دشمنم بگیر. Ver Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر3 بیوهزنی از اهالی همان شهر، دائماً نزد او میآمد و میگفت: ”در این دعوای حقوقی، حق مرا از دشمنم بگیر.“ Ver Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳3 در همان شهر، بیوهزنی زندگی میکرد که نزد او میآمد و از دست دشمن خود شکایت میکرد. Ver Capítuloکتاب مقدس به زبان بندری3 توو همو شهر بیوه زنی هَستَه که همیشه پهلو ایی قاضی شَرَفتَه و به اُ شَگُفت، ”حک مه ئو اَ دشمَنُم بِگِه.“ Ver Capítulo |