۱سموئیل 3:6 - مژده برای عصر جدید6-7 خداوند باز صدا کرد: «سموئیل!» سموئیل نمیدانست که او خداوند است، زیرا خداوند تا به حال با او صحبت نکرده بود، پس از جای خود برخاست و دوباره نزد عیلی رفت و پرسید: «بلی، چه میخواهی؟» عیلی گفت: «فرزندم، من تو را صدا نکردم، برو بخواب.» سموئیل هنوز خداوند را نمیشناخت زیرا تا به حال پیامی از طرف خدا به او نرسیده بود. Ver Capítuloهزارۀ نو6 خداوند دیگر بار او را صدا زد: «سموئیل!» و سموئیل برخاست و نزد عیلی رفت و گفت: «بلی، گوش به فرمانم! زیرا که مرا خواندی.» گفت: «پسرم، من تو را نخواندم؛ بازگرد و بخواب.» Ver CapítuloPersian Old Version6 و خداوند بار دیگر خواند: «ای سموئیل!» وسموئیل برخاسته، نزد عیلی آمده، گفت: «اینک حاضرم زیرا مرا خواندی.» او گفت: «ای پسرم تورا نخواندم، برگشته، بخواب.» Ver Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر6 بار دیگر خداوند سموئیل را خواند. این دفعه نیز او برخاست و نزد عیلی شتافت و بازگفت: «چه فرمایشی دارید؟ در خدمتگزاری حاضرم.» عیلی گفت: «پسرم، من تو را نخواندم؛ برو بخواب!» Ver Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳6-7 خداوند باز صدا کرد: «سموئیل!» سموئیل نمیدانست که او خداوند است، زیرا خداوند تابهحال با او صحبت نکرده بود. پس از جای خود برخاست و دوباره نزد عیلی رفت و پرسید: «بلی، چه میخواهید؟» عیلی گفت: «فرزندم، من تو را صدا نکردم. برو بخواب.» سموئیل هنوز صدای خداوند را نمیشناخت، زیرا تابهحال پیامی از طرف خدا به او نرسیده بود. Ver Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده6 و خداوند بار ديگر خواند: «ای سَموئيل!» و سَموئيل برخاسته، نزد عيلی آمده، گفت: «اينک حاضرم، زيرا مرا خواندي.» او گفت: «ای پسرم، تو را نخواندم. برگشته، بخواب.» Ver Capítulo |