غزل غزلها 1:4 - هزارۀ نو4 مرا از پی خود بِکِش؛ بیا تا بدویم! پادشاه مرا به حجلههای خویش درآورده است. تو مایۀ شادی و سرور مایی، و عشق تو را بیش از شراب میستاییم! چه بایسته که مِهر تو چنین بر دلهاست! Ver CapítuloPersian Old Version4 مرا بکش تا در عقب تو بدویم. پادشاه مرا به حجله های خود آورد. از تو وجد و شادی خواهیم کرد. محبت تو را از شراب زیاده ذکرخواهیم نمود. تو را از روی خلوص دوست میدارند. Ver Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر4 مرا با خود بِبَر، بیا تا از اینجا دور شویم. پادشاه مرا به حجلۀ خود ببرد. تو مایۀ شادی و سرور ما هستی؛ عشق تو را بیش از شراب میستاییم. شایسته است که تو را تحسین کنند. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید4 بیا مرا بردار تا با هم از اینجا فرار کنیم. پادشاه من باش و مرا به اتاقت ببر، تا با هم خوش باشیم، زیرا محبّت تو خوشتر از شراب است. عجیب نیست که همهٔ دختران شیدای تو هستند. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳4 مرا از پی خود بکِش؛ بیا تا با هم بشتابیم؛ ای پادشاه، مرا به حجلهٔ خویش ببر تا با هم خوش باشیم. تو مایهٔ شادی و نشاط ما هستی؛ ما عشق تو را بیش از شراب میستاییم؛ بهجا است که همه تو را دوست داشته باشند. Ver Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده4 مرا از پی خود بکش؛ بگذار تا بدویم. پادشاه مرا به حجله های خود آورده است. در تو وجد و شادی خواهیم کرد. محبت تو را بیش از شراب خواهیم ستود. آنها تو را به درستی دوست میدارند. Ver Capítulo |