داوران 4:18 - هزارۀ نو18 یاعیل به دیدار سیسِرا بیرون آمد و به او گفت: «بیا ای سرورم! نزد من بیا و ترسان مباش.» پس سیسِرا نزد وی به خیمه درآمد، و آن زن رویاندازی بر وی انداخت. Ver CapítuloPersian Old Version18 ویاعیل به استقبال سیسرا بیرون آمده، وی را گفت: «برگردای آقای من؛ به سوی من برگرد، Ver Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر18 یاعیل به استقبال سیسرا بیرون آمده، به وی گفت: «سرورم، به چادر من بیا تا در امان باشی. نترس!» پس او وارد چادر شده دراز کشید و یاعیل روی او لحافی انداخت. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید18 یاعیل به استقبال سیسرا بیرون آمد و به او گفت: «بیا آقا، داخل شو، نترس. در اینجا در کنار ما خطری برایت نیست.» پس سیسرا با او به داخل چادر رفت. یاعیل او را با لحافی پوشاند. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳18 یاعیل به استقبال سیسِرا بیرون آمد و به او گفت: «بیا آقا، داخل شو، نترس. در اینجا در کنار ما خطری برایت نیست.» پس سیسِرا با او به داخل چادر رفت. یاعیل او را با لحافی پوشاند. Ver Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده18 و ياعيل به استقبال سيسِرا بيرون آمده، او را گفت: «از این طرف، ای سرورم! نزد من بیا؛ نترس.» سیسِرا به سوی او به چادر برگشت و آن زن او را به لحافی پوشانيد. Ver Capítulo |