پیدایش 37:25 - هزارۀ نو25 آنگاه به غذا خوردن نشستند، و چون سر برافراشتند کاروانی از اسماعیلیان را دیدند که از جِلعاد میآمد. آنها بر شترهای خود، بارِ صَمْغِ خوشبو و بَلَسان و مُرّ داشتند که به مصر میبردند. Ver CapítuloPersian Old Version25 پس برای غذا خوردن نشستند، و چشمان خود را باز کرده، دیدند که ناگاه قافله اسماعیلیان از جلعاد میرسد، و شتران ایشان کتیرا و بلسان ولادن، بار دارند، و میروند تا آنها را به مصر ببرند. Ver Capítuloکتاب مقدس، ترجمۀ معاصر25 و خودشان مشغول خوردن غذا شدند. ناگاه از دور کاروان شتری را دیدند که به طرف ایشان میآید. آنها تاجران اسماعیلی بودند که کتیرا و ادویه از جلعاد به مصر میبردند. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید25 وقتی آنها مشغول غذا خوردن بودند، متوجّه شدند كه كاروان اسماعیلیان كه از جلعاد به مصر میرود از آنجا میگذرد و بار شتران آنها هم كتیرا و بلسان و لادن بود. Ver Capítuloمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳25 وقتی آنها مشغول غذا خوردن بودند، متوجّه شدند که کاروانی از اسماعیلیان که از جِلعاد به مصر میرود، از آنجا میگذرد و بار شتران آنها هم کتیرا و بلسان و مُرّ بود. Ver Capítuloکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده25 پس برای غذا خوردن نشستند و چشمان خود را باز کرده، دیدند که ناگاه قافله اسماعیلیان از جلعاد میرسد و شتران ایشان کتیرا و بَلسان و لادن بار دارند و میروند تا آنها را به مصر ببرند. Ver Capítulo |