Onlayn İncil

- Reklamlar -




۲سموئیل 10:2 - هزارۀ نو

2 داوود گفت: «بر خانون، پسر ناحاش احسان خواهم کرد، همان‌گونه که پدرش بر من احسان کرد.» پس داوود خادمانش را فرستاد تا خانون را به‌خاطر پدرش تسلی دهد. اما چون خادمان داوود به سرزمین عَمّونیان رسیدند،

Fəsildə baxın Kopyalayın

Persian Old Version

2 و داود گفت: «به حانون بن ناحاش احسان نمایم چنانکه پدرش به من احسان کرد.» پس داود فرستاد تا او را به واسطه خادمانش درباره پدرش تعزیت گوید، و خادمان داود به زمین بنی عمون آمدند.

Fəsildə baxın Kopyalayın

کتاب مقدس، ترجمۀ معاصر

2 داوود پادشاه، پیش خود فکر کرد: «باید رسم دوستی را با حانون بجا آورم، چون پدرش ناحاش، دوست باوفای من بود.» پس داوود نمایندگانی به دربار حانون فرستاد تا به او تسلیت بگویند. ولی وقتی نمایندگان به عمون رسیدند،

Fəsildə baxın Kopyalayın

مژده برای عصر جدید

2 داوود گفت: «چون پدر او ناحاش همیشه با من مهربان و وفادار بود، من هم به پاس خوبی‌های او به پسرش احسان و خوبی می‌کنم.» پس داوود تسلیّت نامه‌ای به دست خادمان خود برای او فرستاد. وقتی خادمان داوود به سرزمین عمونیان آمدند،

Fəsildə baxın Kopyalayın

مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳

2 داوود گفت: «چون پدر او ناحاش همیشه نسبت به من مهربان و وفادار بود، من هم به‌پاس خوبی‌های او به پسرش احسان و خوبی می‌کنم.» پس داوود گروهی از خادمان را خود برای تسلیّت‌گویی نزد او فرستاد. وقتی خادمان داوود به سرزمین عَمونیان رسیدند،

Fəsildə baxın Kopyalayın

کتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده

2 داوود گفت: «به حانون پسر ناحاش نیکویی نمايم چنانکه پدرش به من نیکویی کرد.» پس داوود فرستاد تا او را به واسطه خادمانش درباره پدرش تسلیت گويد. خادمان داوود به سرزمين عَمّونیان آمدند.

Fəsildə baxın Kopyalayın




۲سموئیل 10:2

Bizi izlə:

Reklamlar


Reklamlar