Aanlyn Bybel

- Advertensies -

مَتّی 22 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


مَثَل جشن عروسی
( لوقا 14‏:15‏-24 )

1 عیسی بازهم برای مردم مَثَلی آورده گفت:

2 «پادشاهیِ آسمان مانند پادشاهی است که برای عروسی پسر خود جشنی ترتیب داد.

3 او خدمتکاران خود را فرستاد تا به دعوت‌شدگان بگویند که در جشن حاضر شوند، امّا آن‌ها نخواستند بیایند.

4 پادشاه بار دیگر خدمتکاران دیگری را فرستاده به آن‌ها فرمود که به دعوت‌شدگان بگویند، 'به جشن عروسی بیایید. ضیافتی که ترتیب داده‌ام آماده است؛ گاوها و پرواری‌های خود را سر بُریده و همه‌‌چیز را آماده کرده‌ام.'

5 امّا دعوت‌شدگان به دعوت او اعتنایی نکردند و به کار خود ادامه دادند. یکی به مزرعۀ خود رفت و دیگری به کسب و کار خود پرداخت

6 در‌حالی‌که دیگران خدمتکاران پادشاه را گرفته زدند و آن‌ها را کشتند.

7 وقتی پادشاه این‌ را شنید، غضبناک شد و سربازان خود را فرستاد و آن‌ها آن قاتلان را کشتند و شهرشان را آتش زدند.

8 آنگاه پادشاه به خدمتکاران خود گفت، 'جشن عروسی آماده است، امّا کسانی‌ که دعوت کرده بودم، لایق نبودند.

9 پس به کوچه‌ها و خیابان‌ها بروید و هرکه را یافتید، به عروسی دعوت کنید.'

10 آنان رفته هرکه را پیدا کردند، چه نیک و چه بد، با خود آوردند و به‌این‌ترتیب تالار عروسی از مهمانان پُر شد.

11 «هنگامی‌که پادشاه وارد شد تا مهمانان را ببیند، مردی را دید که لباس عروسی بر تن نداشت.

12 پادشاه از او پرسید، 'ای دوست، چطور بدون لباس عروسی به اینجا آمده‌ای؟' او ساکت ماند.

13 پس پادشاه به ملازمان خود گفت، 'دست و پای او را ببندید و او را بیرون در تاریکی بیندازید، جایی‌که گریه و دندان بر دندان ساییدن وجود دارد.'

14 «زیرا دعوت‌شدگان بسیارند، امّا برگزیدگان کم هستند.»


مسئلۀ مالیات
( مرقس 12‏:13‏-17 ؛ لوقا 20‏:20‏-26 )

15 آنگاه فریسیان نقشه کشیدند که چطور عیسی را با سخنان خودش به دام بیندازند.

16 آن‌ها چند نفر از پیروان خود را به اتّفاق عدّه‌ای از هواداران هیرودیس نزد عیسی فرستاده گفتند: «ای استاد، ما می‌دانیم که تو مرد راستگویی هستی، چون به ظاهرِ انسان توجّهی نداری و راه خدا را بدون بیم و هراس از انسان با راستی تعلیم می‌دهی.

17 پس به ما بگو عقیدۀ تو در این‌باره چیست؟ آیا دادن مالیات به قیصر روم جایز است یا نه؟»

18 عیسی به شرارت آنان پی برد و به آنان فرمود: «ای ریاکاران، چرا می‌خواهید مرا امتحان کنید؟

19 سکّه‌ای را که با آن مالیات خود را می‌پردازید، به من نشان دهید.» آن‌ها یک سکّه به او دادند.

20 عیسی پرسید: «این تصویر و عنوان مال کیست؟»

21 آن‌ها جواب دادند: «مال قیصر.» عیسی به آنان فرمود: «پس آنچه را که مال قیصر است، به قیصر و آنچه را که مال خدا است، به خدا بدهید.»

22 آن‌ها از این پاسخ مات و مبهوت ماندند، و از آنجا بلند شده رفتند و عیسی را تنها گذاشتند.


مسئلۀ رستاخیز مردگان
( مرقس 12‏:18‏-27 ؛ لوقا 20‏:27‏-40 )

23 همان روز صدوقیان که منکر رستاخیز مردگان بودند، نزد او آمدند و از او سؤال نمودند:

24 «ای استاد، موسی گفته است که هرگاه شخصی بدون فرزند بمیرد، برادرش باید با زن او ازدواج کند و برای او فرزندانی به‌وجود آورد.

25 باری، در بین ما هفت برادر بودند. اوّلی ازدواج کرد و قبل از آنکه دارای فرزندی شود، مُرد و همسر او به برادرش واگذار شد.

26 به همین‌ ترتیب دوّمی و سوّمی تا هفتمی با آن زن ازدواج کردند و بدون فرزند مُردند.

27 آن زن هم بعد از همه مرد.

28 پس در روز قیامت آن زن همسر کدام‌یک از آن‌ها خواهد بود، زیرا همۀ آنان با او ازدواج کرده بودند؟»

29 عیسی جواب داد: «شما در اشتباهید! نه از کتب مقدّس چیزی می‌دانید و نه از قدرت خدا!

30 در روز رستاخیز کسی نه زن می‌گیرد و نه شوهر می‌کند، بلکه همه در آن عالم مانند فرشتگان آسمانی خواهند بود.

31 امّا در خصوص رستاخیز مردگان، آیا نخوانده‌اید که خود خدا به شما چه فرموده است؟

32 او فرموده است: 'من خدای ابراهیم، خدای اسحاق و خدای یعقوب هستم.' خدا خدای مردگان نیست، بلکه خدای زندگان است.»

33 مردمی که این‌ را شنیدند، از تعالیم او مات و مبهوت شدند.


بزرگ‌ترین فرمان
( مرقس 12‏:28‏-34 ؛ لوقا 10‏:25‏-28 )

34 وقتی فریسیان شنیدند که عیسی صدوقیان را مُجاب کرده است، دور او را گرفتند

35 و یک نفر از آن‌ها که معلّم شریعت بود، از روی امتحان از عیسی پرسید:

36 «ای استاد، کدام‌یک از فرمان‌های شریعت از همه بزرگ‌تر است؟»

37 عیسی جواب داد: «خداوند، خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام عقل خود دوست بدار.

38 این اوّلین و بزرگ‌ترین فرمان است.

39 دوّمین فرمان که به همان اندازه مهم است این است: همسایه‌ات را مانند جان خود محبّت نما.

40 در این دو فرمان تمام تورات و نوشته‌های انبیا‌ خلاصه شده است.»


مسیح کیست؟
( مرقس 12‏:35‏-37 ؛ لوقا 20‏:41‏-44 )

41 عیسی از آن فریسیانی که اطراف او ایستاده بودند پرسید:

42 «نظر شما دربارۀ مسیح چیست؟ او فرزند کیست؟» آن‌ها جواب دادند: «او فرزند داوود است.»

43 عیسی از آن‌ها پرسید: «پس چطور است که داوود با الهام روح خدا او را خداوند می‌خواند؟ زیرا داوود می‌گوید،

44 'خداوند به خداوند من گفت: بر دست راست من بنشین تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم.'

45 مسیح چطور می‌تواند فرزند داوود باشد درصورتی که خود داوود او را خداوند می‌خواند؟»

46 هیچ‌کس نتوانست در جواب او سخنی بگوید و از آن روز به بعد دیگر کسی جرأت نکرد از او سؤالی بپرسد.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Volg ons:



Advertensies