پیدایش 46 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳رفتن یعقوب و خانوادهاش به مصر 1 یعقوب هرچه داشت جمع کرد و به بِئِرشِبَع رفت، و در آنجا برای خدای پدرش اسحاق قربانیها تقدیم کرد. 2 در شب خدا در رؤیا به او ظاهر شد و فرمود: «یعقوب، یعقوب،» او جواب داد: «بلی، ای خداوند.» 3 خدا گفت: «من خدا هستم. خدای پدرت. از رفتن به مصر نترس، زیرا من در آنجا از تو قومی بزرگ بهوجود خواهم آورد. 4 من با تو به مصر خواهم آمد و از آنجا تو را به این سرزمین برمیگردانم. موقع مردنت یوسف نزد تو خواهد بود.» 5 آنگاه یعقوب از بِئِرشِبَع حرکت کرد و پسرانش او را همراه با زنان و بچّههای کوچک خود در گاریهایی که فرعون فرستاده بود، قرار دادند. 6 آنها گلّهها و تمام اموالی را که در کنعان به دست آورده بودند، برداشته و به مصر رفتند. بهاینترتیب، یعقوب تمام خانوادهاش 7 یعنی پسران، دختران و نوادگانش را هم با خود به مصر برد. 8 نام پسران و نوادگان یعقوب که با او به مصر رفتند از این قرار است: پسر بزرگ یعقوب، رئوبین 9 و پسران رئوبین، حَنوخ، فَلّو، حِصرون و کَرْمی 10 و شمعون و پسرانش: یموئیل، یامین، اوهَد، یاکین، صوحَر و شائول پسر زن کنعانی. 11 لاوی و پسرانش: جِرشون، قَهات و مِراری. 12 یهودا و پسرانش: شیلَه، فارَص و زِراح. امّا عیر و اونان در سرزمین کنعان مُرده بودند؛ و پسران فارَص که عبارت بودند از: حِصرون و حامول. 13 یساکار و پسرانش: تولَع، فُوَّه، یوب و شِمرون. 14 زِبولون و پسرانش سِرِد، ایلون و یا یاحلِیئیل. 15 اینها پسرانی هستند که لیَه علاوه بر دخترش دِینه، برای یعقوب در فدان اَرام به دنیا آورد و تعدادشان سی و سه نفر بود. 16 همراه اینها جاد و پسران او یعنی صِفیون، حَجّی، شونی، اِصبون، عِری، اَرودی و اَرئیلی بودند. 17 همچنین اشخاص ذیل هم در جمع آنها بودند: پسران اشیر: یمنَه، یشوَه، یشْوی، بِریعَه و خواهرشان سارح. پسران بِریعَه: حِبِر و مَلکیئیل. 18 شانزده پسر زِلفَه، کنیزی که لابان به دختر خود، لیّه داد. 19 دو پسر راحیل زن یعقوب یوسف و بنیامین. 20 پسران یوسف، مَنَسی و اِفرایِم که اَسِنات دختر فوطی فارَع، کاهنِ اون، برای یوسف در سرزمین مصر به دنیا آورد. 21 پسران بنیامین: بِلاع، باکِر، اَشبیل، جیرا، نَعمان، ایحی، رُش، مُفّیم، حُفّیم و اَرْد. 22 این چهارده نفر پسران و نوادگان راحیل و یعقوب بودند. 23 پسر دان: حوشیم. 24 پسران نَفتالی: یَحصِئیل، جونی، یِصِر و شیلِم. 25 اینها بودند هفت پسر بِلهَه، کنیزی که لابان به دختر خود راحیل داد و او برای یعقوب به دنیا آورد. 26 تعداد فرزندان یعقوب، به غیراز پسران و زنهای آنها، که با او به سرزمین مصر رفتند شصت و شش نفر بود. 27 و با دو پسر یوسف که در مصر متولّد شده بودند، مجموع خانوادۀ یعقوب به هفتاد میرسید. 28 یعقوب، یهودا را پیشاپیش خود نزد یوسف فرستاد تا از او برای رفتن به جوشن راهنمایی بگیرد. بهاینترتیب، آنها وارد سرزمین جوشن شدند. 29 یوسف ارّابۀ خود را حاضر کرد و به جوشن رفت تا از پدرش استقبال کند. وقتی یکدیگر را دیدند، یوسف دستهای خود را به گردن پدرش انداخت و مدّت زیادی گریه کرد. 30 یعقوب به یوسف گفت: «حالا که من تو را دیدم و مطمئن شدم که هنوز زندهای، برای مُردن آمادهام.» 31 سپس یوسف به برادرانش و سایر اعضای خانوادۀ پدرش گفت: «من باید به نزد فرعون بروم و به او خبر بدهم که برادرانم و تمام اهل خانۀ پدرم که در کنعان زندگی میکردند، نزد من آمدهاند. 32 به او خواهم گفت که شما چوپان و دامدار هستید و حیوانات و گلّهها و رمههای خود را با تمام دارایی خود آوردهاید. 33 وقتی فرعون از شما بپرسد که کار شما چیست؟ 34 بگویید، 'ما از دوران کودکی مانند اجدادمان چوپان بودهایم و از گلّههای خود مواظبت میکنیم.' به این ترتیب، او به شما اجازه خواهد داد که در منطقۀ جوشن ساکن شوید.» یوسف این را گفت زیرا مصریان از چوپانان کراهت داشتند. |
Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023
United Bible Societies