Aanlyn Bybel

- Advertensies -

۲پادشاهان 8 - مژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳


بازگشت زن شونمی

1 اِلیشَع به زن شونمی که پسرش را زنده کرده بود، گفته بود: «برخیز و با خانواده‌ات به مکانی دیگر برو، زیرا خداوند این سرزمین را برای مدّت هفت سال به خشک‌سالی دچار خواهد کرد.»

2 پس آن زن برخاست و مطابق کلام مرد خدا عمل کرد و با خانوادۀ خود به سرزمین فلسطین رفت و هفت سال در آنجا ماند.

3 در پایان هفت سال، او به اسرائیل بازگشت و نزد پادشاه رفت تا درخواست کند که زمین و خانه‌اش به او بازداده شود.

4 در این هنگام پادشاه با جیحَزی، خدمتکار مرد خدا گفت‌وگو می‌کرد و می‌گفت: «از کارهای بزرگی که اِلیشَع انجام داده است، بگو.»

5 زمانی‌‌که جیحَزی به پادشاه می‌گفت که چگونه اِلیشَع مُرده‌ای را زنده کرده بود، زنی که پسرش زنده شده بود، برای دادخواهی نزد پادشاه آمد. جیحَزی گفت: «ای پادشاه این همان زنی است که اِلیشَع پسرش را زنده کرد.»

6 در پاسخ سؤال پادشاه او گفتهٔ جیحَزی را تأیید کرد و پادشاه مأموری را برای او گماشت و به او گفت: «دارایی و همۀ محصول هفت سال زمینش را به او بازگردانید.»


اِلیشَع و بِنهَدَد پادشاه سوریه

7 هنگامی‌که اِلیشَع به دمشق رفت، بِنهَدَد، پادشاه سوریه بیمار بود و به او خبر دادند که اِلیشَع آنجا است.

8 پادشاه به حَزائیل، یکی از درباریان خود، گفت: «هدیه‌ای با خود نزد مرد خدا ببر و از او بخواه که از خداوند بپرسد که آیا من بهبود خواهم یافت یا نه؟»

9 حَزائیل چهل شتر از بهترین محصولات دمشق را بار کرد و نزد اِلیشَع رفت. هنگامی‌که حَزائیل او را ملاقات کرد، گفت: «بنده‌ات بِنهَدَد پادشاه سوریه مرا فرستاده تا از شما بپرسم که آیا بیماری او بهبود خواهد یافت یا نه؟»

10 اِلیشَع پاسخ داد: «خداوند بر من آشکار کرده است که او خواهد مرد، امّا برو و به او بگو که بهبود خواهد یافت.»

11 آنگاه اِلیشَع به حَزائیل خیره شد تا او شرمگین گشت و اِلیشَع گریست.

12 حَزائیل پرسید: «ای سرورم، چرا گریه می‌کنی؟» اِلیشَع پاسخ داد: «زیرا می‌دانم چه شرارت‌هایی علیه مردم اسرائیل مرتکب خواهی شد. تو قلعه‌های ایشان را به آتش خواهی کشید، مردان جوان را با شمشیر خواهی کشت و کودکان را تکّه‌تکّه خواهی کرد و شکم زنان آبستن را خواهی درید.»

13 حَزائیل گفت: «من سگ چه کسی باشم؛ چگونه می‌توانم چنان قدرتی داشته باشم؟» اِلیشَع پاسخ داد: «خداوند به من نشان داد که تو پادشاه سوریه خواهی شد.»

14 پس حَزائیل نزد سرور خود بازگشت. بِنهَدَد پرسید: «اِلیشَع به تو چه گفت؟» او پاسخ داد: «اِلیشَع گفت یقیناً بهبود خواهی یافت.»

15 امّا فردای آن روز او لحافی را در آب فروبرد و روی صورت بِنهَدَد پهن کرد تا مُرد و حَزائیل پادشاه سوریه شد.


یِهورام، پادشاه یهودا
( دوّم تواریخ 21‏:1‏-20 )

16 در سال پنجم پادشاهی یورام پسر اَخاب بر اسرائیل، یِهورام پسر یِهوشافاط پادشاه یهودا شد.

17 یِهورام در سن سی و دوسالگی پادشاه شد و مدّت هشت سال در اورشلیم حکومت کرد.

18 دختر اَخاب، همسر او بود و یِهورام در راه پادشاهان اسرائیل گام برمی‌داشت و مانند خاندان اَخاب، آنچه را از‌ نظر خداوند پلید بود، انجام می‌داد.

19 امّا خداوند به‌خاطر خدمت‌گزارش داوود، یهودا را نابود نکرد، زیرا خداوند قول داده بود که نسل او تا به‌ابد حکومت خواهند کرد.

20 در زمان یِهورام، اَدوم علیه حکومت اسرائیل شورش کرد و برای خود پادشاهی برگزید.

21 پس یِهورام با تمام ارّابه‌هایش به صعیر رفت. در آنجا سپاه اَدومیان ایشان را محاصره کرد. شبانگاه او و فرماندهان ارّابه‌هایش، توانستند صف محاصره را بشکنند و بگریزند و سربازانش در خانه‌های خود پراکنده شدند.

22 اَدوم از آن به بعد استقلال خود را از یهودا حفظ کرده است. در این زمان مردم شهر لِبنَه هم دست به شورش زدند.

23 بقیّۀ وقایع دوران سلطنت یَهورام و کارهای او در کتاب تاریخ پادشاهان یهودا ثبت شده‌ است.

24 یِهورام درگذشت و در گورستان سلطنتی در شهر داوود به خاک سپرده شد و پسرش اَخَزیا به‌جای او پادشاه شد.


اَخَزیا، پادشاه یهودا
( دوّم تواریخ 22‏:1‏-6 )

25 در دوازدهمین سال پادشاهی یورام پسر اَخاب، اَخَزیا پسر یِهورام پادشاه یهودا شد.

26 او در سن بیست و دوسالگی به سلطنت رسید و مدّت یک سال در اورشلیم پادشاهی کرد. مادرش عَتَلیا نوهٔ عُمری پادشاه اسرائیل بود.

27 او نیز در راه خاندان اَخاب گام برداشت و کارهایی کرد که از‌ نظر خداوند پلید بود، همان‌گونه که خاندان اَخاب عمل کرده بودند، زیرا او داماد خاندان اَخاب بود.

28 اَخَزیا پادشاه به یورام پادشاه اسرائیل پیوست و برای جنگ با حَزائیل پادشاه سوریه به یِرِموت در جِلعاد لشکر کشید و یورام در نبرد زخمی شد.

29 او به شهر یِزرِعیل بازگشت تا از جراحاتی که اَرامیان در هنگام جنگ با حَزائیل پادشاه اَرام بر او وارد آورده بودند، بهبودی یابد. آنگاه اَخَزیا پسر یوارم، پادشاه یهودا، برای عیادت او آمد زیرا که مجروح شده بود.

Today's Persian Version Revised (TPVR) © United Bible Societies, 2023

United Bible Societies
Volg ons:



Advertensies