داوران 3:19 - هزارۀ نو19 اما خودش نزد بتهای نزدیک جِلجال برگشت و گفت: «ای پادشاه، برایت پیغامی محرمانه دارم.» پادشاه فرمود: «سکوت!» و ملازمانش جملگی از حضور او بیرون رفتند. Sien die hoofstukPersian Old Version19 و خودش از معدنهای سنگ که نزد جلجال بود، برگشته، گفت: «ای پادشاه سخنی مخفی برای تو دارم.» گفت: «ساکت باش.» و جمیع حاضران از پیش او بیرون رفتند. Sien die hoofstukمژده برای عصر جدید19 خودش از معدن سنگ که در جلجال بود، نزد عجلون پادشاه آمد و گفت: «من یک پیام محرمانه برای تو آوردهام.» پادشاه فوراً کسانی را که در حضورش بودند، بیرون فرستاد. Sien die hoofstukمژده برای عصر جدید - ویرایش ۲۰۲۳19 و خودش از کنار سنگهای تراشیده در نزدیکی جِلجال برگشت و نزد عِجلون پادشاه آمده گفت: «من یک پیام محرمانه برای تو آوردهام.» پادشاه فوراً کسانی را که در حضورش بودند، بیرون فرستاد. Sien die hoofstukکتاب مقدس - ترجمه کلاسیک بازنگری شده19 و خودش از معدنهای سنگ که نزد جِلجال بود، برگشته، گفت: «ای پادشاه، پیامی محرمانه برای تو دارم.» گفت: «ساکت باش.» و تمامی حاضران از پيش او بيرون رفتند. Sien die hoofstuk |